• etemadinia@gmail.com

یادداشت ها

نگاهي به مفهوم زمان از منظر سنت آگوستين

download (1)آگوستين در دفتر يازدهم از كتاب اعترافات در بخش نسبتاً مفصل و با لحني نيايش‌گونه به بحث از چيستي زمان مي‌پردازد. زمان براي آگوستين نخست در مواجهه با مفهوم سرمديت الهي كه هر چيز در آن، حال به شمار مي‌آيد، رخ مي‌نمايد. پرسشي كه در اين باره توجه او را به خود جلب مي‌كند اين است كه آيا پيش از آفرينش آسمان‌ها و زمين، زمان وجود داشته است؟ و اگر پاسخ اين سوال مثبت است،‌ خداوند آنگاه به چه كاري مشغول بود؟ آگوستين بر آن است كه خداوند در ساحتي فرازماني (سرمديت) آفرينندة زمان است و بنابراين اگر زمان(پيش از خلقت آسمان‌ها زمين) وجود نداشته باشد، «آنگاه» نيز وجود نخواهد داشت تا از وضعيت خداوند در آن پرسش شود. «گذشته» و «آينده» نزد خداوند همواره «حال» است،‌ چرا كه او همواره به عنوان خالق زمان، در ساحتي فراتر از زمان حضور دارد.

م. اعتمادی نیا

عشق و آنگاه قيصر

 images (6)«و قاف

حرف آخر عشق است

آنجا كه نام كوچك من

آغاز مي‌شود.»

مارتين هيدگر، فيلسوف بلندآوازه آلماني عقيده داشت كه براي تقرّب به حقيقت يا همان وجود، بايد هنري زندگي كرد. عالم هنري او را چهار ساحت خدايان، انسان‌ها، آسمان و زمين فراگرفته است. او در دوره متأخر انديشه خود عقيده داشت كه عقل وقتي به كمال خود مي‌رسد، زبان اسطوره يعني شعر را بر مي‌گزيند. از اين منظر، شاعران خردمندان حقيقي‌اند كه در مواجهه با حقيقت وجود، از آن رو كه زبان عقلانيت روشمند را در توصيف اين ديدار و مواجهه ناكارآمد يافته‌اند، به دامان شعر و ساحت اسطوره پناه آورده‌اند. ما نيز در سنت فرهنگي خودمان گاهي شاعران را از حيث تقربشان به حقيقت، متابعان انبيا لقب داده‌ايم؛

م. اعتمادی نیا

حافظ آزادگي

images (5)جستاري در زندگي و انديشه خواجه شيراز

كارل گوستاو يونگ(1961ـ1875) روان‌شناس مشهور سوئيسي به تبع زيگموند فرويد عقيده داشت كه ساحت رواني ما صرفاً منحصر در آن بخشي نيست كه آگاهانه آن را تجربه مي‌كنيم، بلكه در زير لايه هوشيار آگاهي رواني ما، ساحت ناخودآگاهي وجود دارد كه به اعتقاد يونگ يا ريشه در تجربه‌هاي شخصي گذشته دارد (ضمير ناخودآگاه شخصي) و يا آنكه مُلهَم از مفاهيم و تصوراتي است كه در فرهنگ‌هاي خاص و تاريخ گذشته بشر ريشه دوانيده و به تدريج در قالب كهن‌الگوها(archetypes)، تجربه‌ها، تصورات و احساساتي يكسان را براي انسان‌ها رقم مي‌زند (ضمير ناخودآگاه جمعي) .

م. اعتمادی نیا

دين در قلمرو روان‌شناسي

جستاري در كتاب«روان‌شناسي دين» نگاشته ديويد ام. وولف

روان‌شناسي دين يكي از شاخه‌هاي نسبتاً نوپديد در بررسي‌هاي دين‌شناسانه است كه مبتني بر روش‌هاي عمدتاً تجربي رايج در روان‌شناسي به بررسي ابعاد رواني پديده‌هاي ديني مي‌پردازد. نضج اين رشته كه فصل مشترك مطالعات روان‌شناسي و دين‌پژوهي است، مرهون پيشرفت‌هايي است كه در خلال قرن 19و20 در حوزه روان‌شناسي اعماق(depth psychology ) و فيزيولوژي روان‌شناختي (psychophisiogoy) صورت پذيرفته است.

م. اعتمادی نیا

«آن» در شعر معارف

17079لب معارف مگشا هر گه و بي گه به غزل

باش تا هاتف اين ميكده آواز كند

علاوه بر كاربرد واژة «آن» به عنوان اسم و يا ضمير اشاره، در ادبيات فارسي، به «كيفيت خاصي در حسن و زيبايي كه آن را به ذوق درك كنند ولي تعبير نتوانند» نيز«آن» مي‌گويند. (1) در بيت مشهوري از حافظ، ابهام، لطافت و زيبايي غيرقابل توصيف مندرج در مفهوم مستفاد از اين واژه، قابل بررسي است:

م. اعتمادی نیا

آستين ايمان

55_3شرحي بر يك رباعي از بهاء‌الدين محمدبن حسين عاملي مشهور به شيخ بهايي

بهاء‌الدين محمد بن حسين عاملي(1030-953هـ ق) مشهور به شيخ بهايي از برجسته‌ترين دانشمندان اسلامي در قرن 10و11 است كه همانند بسياري ديگر از عالمان گذشته، در حوزه‌هاي مختلفي از قبيل فقه، اصول، حديث، تفسير، عرفان، رياضي، نجوم و منطق متبحر و صاحب تأليفات متعدد است. كتب و رسايل برجاي مانده از شيخ را بيش از 95 اثر برآورد كرده‌اند. وي در عين حال كه در ايام پر رفت و آمد سياسي مي‌زيسته و تقريباً در بخش عمده حيات خود در مناصب سياسي(كه در رأس آن 34سال شيخ‌الاسلاميِ دربار شاه عباس اول صفوي قرار دارد) مشغول فعاليت بوده است، اما در زمره عالمان و دانشمندان پُركار تمدن اسلامي به شمار مي‌رود.

م. اعتمادی نیا

درآمدي بر ماهيت و علل شكل‌گيري جنبش‌هاي نوپديد ديني در غرب

tree_on_a_head-wallpaper-1366x768بسياري از پژوهشگران غربي، ظهور چشمگير معنويت‌گرايي جديد و پيدايش جنبش‌هاي نوپديد ديني (New Religious Movements) را پس از دهه 60ميلادي مورد بررسي قرار مي‌دهند.[1] آنان با عطف توجه به اينكه اين مفهوم در هر دوره تاريخي مصداق داشته است و حتي اديان نهادينه(organized religion) نيز خود در آغاز از چنين منظري مورد ارزيابي قرار مي‌گرفتند، دلايلي را براي رشد قابل توجه اين جريان در دهه‌هاي اخير برمي‌شمرند.

م. اعتمادی نیا

سواراني بر مركب صيرورت

در يافتهhorse_02هاي همه افراد و جريان‌هاي فكري كه تاكنون انسان را بما هو انسان مورد مطالعه و مداقّه قرار داده‌اند، به فهرستي از ويژگيهاي مشترك و يا مشابه مي‌توان اشاره كرد كه در يافتن مختصات وجوديِ انسان به عنوان موجودي ذوابعاد مي‌تواند منشأ گشايش و روشنگري باشد.

در اين ميان، بدون ترديد رواج توافق و تفاهم بر سر اين خصوصيات در ميان افراد بشر مي‌تواند به تعالي، سازگاري و جهاني آرماني بينجامد، چرا كه همواره نزاع و ناسازگاري در ميان آدميان، سيراب از آبشخور فهمِ ناكافي از يكديگر است.

م. اعتمادی نیا

ني‌سواري به جاي اسب‌سواري

downloadتشبيه آدميان نابالغ در مراتب كمال انساني به كودكان بازيگوش و سر به هوا و سرگرم جست و خيزهاي كودكانه از تمثيلات پرقوت در توضيح و توصيف شرايط و اعمال انسان‌هايي از اين دست (يعني خود ما) است. كودكان عمدتا بازي‌ها و فعاليت‌هاي كودكانه خود را بر مبناي پندارها و تخيلات خود شكل مي‌دهند؛ يعني با واقع‌پنداري امور غيرواقعي در خود احساس لذت و شادي مي‌كنند. مثلا از آنجا كه شرايطي سني آن‌ها اجازه سوار شدن بر مركب بزرگترها را به آن‌ها نمي‌دهد، چوبدستي‌اي پيدا مي‌كنند (و به تقليد از بزرگترها) آن را اسب خود مي‌پندارند، بر آن سوار مي‌شوند و حركت مي‌كنند. حال آنكه اين چوبدستي هرگز او را جابجا نمي‌كند و اين كودك است كه آن را در دست خود نگاه داشته و خودش حركت مي‌كند و آن چوبدستي را هم با خود جابجا مي‌كند. البته در حين اين بازي، كودكان با تصور اينكه همانند بزرگترها سوار بر اسب و يا مركبي از اين قبيل هستند، سرگرم مي‌شوند و در خود احساس نشاط مي‌كنند.

م. اعتمادی نیا

در باب هستي‌شناسي شعر

169در باب حد و مرز معناي اصطلاحي شعر از قرن‌ها پيش تاكنون، منازعات ديرپايي ميان ارباب نظر جريان داشته است. اين نوشتار ضمن اجتناب از ورود به اين مجادلات نظري مي‌كوشد تا با مروري بر مهم‌ترين ديدگاه‌ها درباب معناي اصطلاحي شعر، نظريه مختار خود و دلايل گزينش آن را برشمرد و آنگاه برجسته‌ترين گزاره‌هاي ناظر به ماهيت شعر را بررسد.

نخستين اثري كه با هدف ارائه منظومه‌وار نظرياتي درباب هستي‌شناسي شعر به نگارش درآمده از آن ارسطو است. ارسطو در فن شعر(بوطيقا/ poetics) كه به طرز ناقص به دست ما رسيده (و بخش‌هاي عمدة متن فعلي آن درباره تراژدي است) شعر، موسيقي و تراژدي را به جهت آنكه واكنش‌هاي عاطفي و احساسي خاصي را در انسان‌ها برمي‌انگيزند و از اين طريق نوعي پالايش و تزكيه (catharsis) را در جان آدمي رقم مي‌زنند، تحسين مي‌كند و دراين‌باره از ديدگاه‌هاي استاد خود، افلاطون (كه شعر دراماتيك را يكي از منابع تربيت اخلاقي به شمار نمي‌آورد) فاصله مي‌گيرد.(1)

م. اعتمادی نیا