• etemadinia@gmail.com

Yearly Archives:2018

داستان دین

هر دینی با تجربۀ دینی بنیانگذار آن آغاز می شود. این تجربۀ عمیق و تحول آفرین، همۀ وجوه زندگی بنیانگذار، اعم از گفتار، کردار، عواطف، باورها و خواسته های او را تحت تأثیر قرار می دهد و از او انسانی دیگر برمی سازد. بنیانگذاران ادیان پس از این، تولدی دوباره می یابند و از نظرگاهی متفاوت به خویشتن و جهان می نگرند. نخستین پیروان صادق هر دین که در دوران حیات بنیانگذار آن به سر می برند، هر یک به نسبتِ ایمان و ارادت خویش، از مواهب حضور معنوی بنیانگذار بهره های قدسی و ایمانی می برند و نظرگاه و شیوۀ زندگی آنان دستخوش تغییرات محسوس و بنیادین می شود. در این دوران، به رغم تحولات احتمالی پدید آمده در شیوۀ زیست فرهنگی، اجتماعی و چه بسا سیاسی پیروان، آنچه بیش از همه مایۀ توجه و اعجاب ناظران بیرونی است، قدرت تحول آفرینی تعالیم دین جدید در حوزۀ فردی و برجستگی حضور معنوی بنیانگذار آن است که معمولاً در جمعیت های محدود و گروه های کوچکی از پیروان راستین تبلور می یابد. این دوران، دوران طلایی هر دین از حیث قوت تأثیرگذاری و ایجاد تغییرات عمیق و ماندگار در شیوۀ زیست پیروان است.

 پس از این دروان طلایی، به تدریج که از جاذبه و بارقۀ حضور قدسی بنیانگذار دین جدید کاسته می شود، بر پرسش ها، ابهامات و بوالفضولی های خردورزانۀ پیروان افزوده می شود و به موازات آن، نهاد دیانت جدید که خود را متکفّل تدبیر و سامان بخشی امور دینی پیروان می داند، شکل می گیرد. شکل گیری نهاد دیانت، در عین حال که از یک سو می کوشد تا نیازهای جدید فکری، فرهنگی و اجتماعی پیروان را از رهگذر میراث مکتوب و شفاهی برجای مانده از بنیانگذار دین جدید سامان بخشد، اما از سوی دیگر، به تدریج از آرمان تحول بخشی درونی که مقصد و مقصود اغلب پیروان دورۀ نخست انگاشته می شد، فاصله می گیرد. به این ترتیب، نهاد دیانت، در این دوران که از آن با عنوان دوران تثبیت یاد می-کنم، به دین جدید به مثابۀ نهادی فرهنگی، اجتماعی و چه بسا سیاسی موضوعیت می بخشد. در این دوره که محتملاً با توسعۀ قلمرو فرهنگی و جغرافیایی دین جدید همراه خواهد بود، اهتمام اصلی نهاد دیانت، معطوف به ساماندهی نهادهای فرهنگی و اجتماعی و احیاناً تلاش برای تأسیس نظامی سیاسی یا همسو ساختن نظام سیاسی مستقر خواهد بود. در فرآیند تثبیت، تلاش های تفسیری عالمان دینی در تأسیس (!) و یا توسعۀ وجوه فرهنگی و اجتماعی و سیاسی، رویه ای یکسان نخواهد داشت و این ناهمسانی، انبوهی از اختلافات الهیاتی را پدید خواهد آورد که گاهی به شکل گیری انشعابات مذهبی تازه می انجامد. در فرآیند تثبیت، قدرتمندترین جریانی که خود را به عنوان سخنگوی اصلی نهاد دیانت بر کرسی قبول می نشاند، سایر جریان ها را به عنوان قرائت های غیررسمی و گاهی انحرافی از دین، به حاشیه می راند.

 پس از این، حاشیه نشینان ممکن است به دلیل بر هم خوردن معادلات فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تثبیت شده، از دایرۀ نفوذ و اقتدار سخنگویان رسمی نهاد دیانت بکاهند. کاهش دایرۀ نفوذ و اقتدار نهاد دیانت می تواند، مقدمات شکل گیری دوران تازه ای موسوم به دوران افول و انحطاط را فراهم آورد. زد و خوردهای فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسیِ دوران افول و انحطاط که با تضعیف موضع مقتدرانۀ نهاد دیانت همراه است، فضای عمومی جامعۀ دینداران را با انبوهی از انحرافات و سردرگمی های نظری و عملی روبرو خواهد کرد که به تدریج به بسط ناامیدی و احیاناً گریختن روح اخلاق و معنویت از زندگی دینداران و چه بسا رواج نوعی شعائرگرایی خواهد انجامید.

در این دوران اگرچه بسیاری از دینداران همانند ادوار گذشته به تدریج با شرایط تازه مأنوس می شوند اما عده ای دیگر، سرخورده از ملالت حیات دینیِ از رونق افتاده که آرمان تحول بخشی در آن تا حد زیادی نادیده انگاشته شده است، به فکر تجدید عهدی تازه با آرمان دوران طلایی دیانت می افتند. این تجدید عهد در میان دیندارانِ سرخورده معمولاً از سه طریق مجزّا و یا ترکیبی از آنها دنبال می شود؛ عده ای طریقۀ زندگی پیروان نخستین را که معمولاً پیراسته از تجملات مادی و پیچیدگی های فکری و فرهنگی پیروان ادوار بعد است، در پیش می گیرند. این عده غالباً برساخته های فرهنگی و تأویلات مفسرانِ خردورزِ سنت مکتوب و شفاهی را تحت عنوان برساخته های بشریِ بدعت آمیز، نافی حیات دینیِ پاک و پیراستۀ مطلوب بنیانگذار دین به شمار می آورند و به سوی نوعی زهد و یا تفسیر ظاهرگرایانۀ سنت دینی تمایل می یابند. اما عده ای دیگر، مأیوس از اصلاح وضع موجود، به اندیشه های مُنجیانه که چه بسا ریشه در سنت مکتوب و یا شفاهی داشته باشد تمایل می یابند. این عده، احیای دوران طلایی دیانت را موقوف اقدامات اصلاحی و تحول بخش یک مُنجی می دانند که می تواند بنیانگذار و یا یکی از جانشینان پیشین و یا پیش بینی شدۀ او باشد و بالاخره عده ای دیگر با در پیش گرفتن رَویه ای عرفانی، در پی بازآفرینی تجربۀ دینی بنیانگذار و مشارکت در مواجید و ادراکات روحانی او برمی آیند تا از این طریق به تحولی عمیق و بنیادین در زندگی خود دست یابند. اقدامات هر سه گروه می تواند از جانب یکدیگر و یا از سوی نهاد رسمی دیانت به عنوان رویکردهای انحرافی و بدعت آمیز، مطرود و گاهی مستوجب مجازات انگاشته شود.

روند پیش گفته معمولاً با تغییر نهاد رسمی دیانت تکرار می شود، با این توضیح که به نظر می رسد دوران طلاییِ تحول-بخشی درونی و فردی دین، هیچگاه از سوی نهاد رسمی دیانت در ابعاد وسیع امکان تکرار و بازسازی ندارد و احیای این دوران، همانند دوران حضور بنیانگذار، تنها در جمعیت های کوچک و محدود می تواند تبلور یابد.

این روند  اگر چه تا حد زیادی در اقلیم فرهنگی ادیان ابراهیمی مصداق های روشن و برجسته دارد، اما وضعیت ادیان شرقی به دلیل ماهیت و ساختار خاص برخی از این ادیان، در مواردی تفاوت های مبنایی با روند مذکور دارد.

م. اعتمادی نیا

خلاصه­ ای از مباحث سلسله درسگفتارهای هُنرِ مُردَن

جلسه اول؛ برگزار شده در دوازدهم مرداده ماه 1396

نکاتمقدماتی

  1. با آنکه زندگی جدید، آدمی را بیشتر در معرض غافلگیری مرگ قرار داده است اما آدمی همچنان مانند گذشته در ناخودآگاه خویش، مرگ را درباره خود باور ندارد و تنها به مرگ دیگران معترف است. مواجهه با مرگ دیگران نیز گاهی نتیجه معکوس بر جای می گذارد؛ گویی ایمان به نامیرایی خویشتن با شنیدن خبر مرگ دیگران در ما قوّت می گیرد. دیگران مُردند و من همچنان زنده­ام. شاید از این روست که نخستین واکنش عموم افراد در مواجهه با مرگ قریب­الوقوع خویش، انکار است.
  2. نخستین گام در مسیر مواجهه شایسته با مرگ، تلاش برای پذیرش مرگ به عنوان رویدادی است که درباره «من» واقع خواهد شد.
  3. آنچه در این درسگفتارها موضوع بحث و تأمل نیست، عبارت است از:

الف) کیفیت حیات پس از مرگ

ب) براهین دالّ بر حیات پس از مرگ

  1. آنچه در این درسگفتارها موضوع بررسی­های ما است، عبارت است از:

الف) تأمل در باب چیستی مرگ

ب) نحوه مواجهه شایسته و کامیاب با آن

در بخش دوم، موضوع این بررسی­ها تا حدی با مباحث مرگ­شناسی یا تاناتولوژی(thanatology) مرتبط است با این تفاوت که تداوم حیات آگاهی انسان بعد از مرگ و وجود و اصالت ساحتی غیرمادی در انسان مفروض انگاشته شده است. تاناتولوژیست­ها عموماً مرگ را پایان زندگی انسان به شمار می آورند.

م. اعتمادی نیا