• etemadinia@gmail.com

جبر و اختیار؛  جستاری در مفهوم­شناسی و اقسام رویکردها

جبر و اختیار؛  جستاری در مفهوم­شناسی و اقسام رویکردها

neuroscience-determinism-726x400جبر واختيار «مسئله»‌اي است نیازمند به راه حل و از آن نوع مسئله‌های بشری است که قدمت و تاریخی بسیار طولانی دارد و شاید سخن گزافی نباشد اگر بگوییم از روزگاری که بشر به تفکر عقلانی پرداخت، این مسئله برایش مطرح بود که «آیا کنش‌های ما در این عالم آزادانه و از سرِ اختیار است یا ما تحت تأثیر نیروهایی در این عالم هستیم که آنها بر ما حکم می‌رانند؟» این پرسش مهمی است که در همه‌ی ادوار تاریخ، مسئله و دغدغه‌ی انسان خردمند و اندیشمند بوده است. این مسئله در طول تاریخ در بسترها و زمینه­های مختلفی مطرح شده است؛ به این معنا که فیلسوفان به عنوان یک مسئله‌ی فلسفی درباره‌ی آن بحث‌های بسیار طولانی و مفصلی کرده‌اند. متکلمان و الهیدانان هم از آن جهت که این مسئله با بعضی از آموزه­های دینی آنها مرتبط بوده است، بحث‌های بسیار مفصلی در این باره انجام داده­اند. امروزه در حوزه‌ی علوم تجربی نيز این مسئله محل تأمل و بررسي است. ما در ادامه، ضمن کند و کاوی مفهوم­شناسانه درباره جبر و اختیار، به اقسام رویکرد‌ها نسبت به این مسئله خواهیم پرداخت و آنگاه پاسخ­های ناظر به این مسئله را در بستر فلسفه و کلام اسلامی پی خواهیم گرفت.

ظاهراً درک متعارفِ(common sense) انسان‌ها حکایت از آن دارد  که آزاد و مختار هستند. از این رو در نگاه نخست، جبر و اختیار، مسئله‌ی ساده و پیش پا افتاده‌ای به نظر می­رسد. اما مسئله‌ی جبر و اختیار، مسئله‌ای سهل و ممتنع است؛ یعنی آسان می‌نُماید اما پیچیدگی‌های زیادی در بطن آن وجود دارد. به تدریج که پیش می‌رویم متوجه می‌شوید که چالش‌های فربهی بر سرِ درك عميق مفهوم جبر و اختیار وجود دارد که نشان از دشواری این مسئله دارد .

  1. اصطلاح ­شناسی

در این بخش، واژگان اصلی و اصطلاحاتی که در حوزه‌ی علوم اسلامی، زبان فارسی، زبان عربی معاصر و زبان انگلیسی ناظر به مسئله‌ی جبر و اختیار است را برخواهیم شمرد. در اين ميان، اصطلاح «جبر و اختیار» بیشتر در زبان فارسی کاربرد دارد. در زبان فارسی چند اصطلاح دیگر هم وجود دارد که البته  برگردان بعضی از واژگان انگلیسی است. مثلا در زبان فارسی اصطلاح «تقدیرگرایی» و یا «تَعَیُّن‌گرایی» هم گاهی در اشاره به مسئله جبر به کار برده می­شود. در حوزه­ی متون نقلی(روایات) و مباحثی که متکلمان مطرح کرده‌اند، از این اصطلاح کمتر استفاده شده است. اصطلاحی که در این حوزه رایج است، «جبر و تفویض» است. تفویض به معنای واگذاری است. (وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِبادِ: غافر/44) در ادامه مشخص خواهد شد که تفویض با اختیار چه تفاوت­هایی دارد. (از جمله مدخل‌هایی که در حوزه‌ی علوم اسلامی با بحث جبر و اختيار مرتبط است، بحث «قضا و قدر» است. گرچه بحث قضا و قدر یک باب مستقل در کلام، فلسفه و عرفان اسلامی به شمار می­آید، اما ارتباط تنگانگی با موضوع جبر و اختیار دارد.)

اصطلاحی که در عربی معاصر با اين بحث ارتباط دارد، اصطلاح «الحَتمیه» است. حتمیه اصطلاحی است که در حوزه‌ی زبان عربی معاصر به نظريه جبر‌گرايي اشاره می­کند. البته این اصطلاح در عربی کلاسیک نیست اما در عربی معاصر، این اصطلاح عنوانی  است که برای مدخل جبر استفاده شده است. (الحتمية فرضية فلسفية تقول ان كل حدث في الكون بما في ذلك إدراك الإنسان وتصرفاته خاضعة لتسلسل منطقي سببي محدد سلفا ضمن سلسلة غير منقطعة من الحوادث التي يؤدي بعضها إلى بعض وفق قوانين محددة، يؤمن البعض بأنها قوانين الطبيعة في حين يؤمن آخرون بأنها قضاء الله وقدره الذي رسمه للكون والمخلوقات، وبالتالي فنظرية الحتمية يمكن تبنيها من قبل أشد الناس إلحادا وتمسكا بالقوانين العلمية كما يمكن تبنيها من قبل أشد الناس إيمانا وقدرية.)

و بالاخره در زبان انگلیسی معمولا برای مفهوم اختيار از اصطلاح  freewill  استفاده می‌شود. این اصطلاح بسیار مهمی است که در زبان انگلیسی برای اشاره به موضوع اختیار بسیار هوشمندانه انتخاب شده است. اصطلاح ناظر به مفهوم جبر نیز در زبان انگلیسی،  determinismاست که به معنای جبرگرایی، تقدیرگرایی و تعین‌گرایی است. (Determinism is the philosophical position that for every event there exist conditions that could cause no other event.)

  1. اقسام تعاریف در باب مفهوم اختیار

در ابتدا باید مشخص کنیم تعریف ما از «جبر» و «اختیار» چیست. گاهی افراد بدون آن که تعریف واحدی از این دو اصطلاح داشته باشند به بحث و گفت و گو در این زمینه می پردازند، در حالی که نمی‌دانند درباره­ی دو مفهوم مختلف در حال گفتگو هستند. وجود چنين اختلاف مبنایی در بحث، باعث می‌شود که گفتگو هيچ‌گاه به نتیجه‌ی مطلوبی نرسد. در این میان، اختلافی سرنوشت­ساز در تعریف اختیار وجود دارد. مایه‌ی تعجب است که در خیلی از متن‌هایی که درباره‌ی جبر و اختیار نوشته شده، تعریف دقيقي از اختیار ارائه نشده و مقصود خود را از این اصطلاح به نحو روشن بیان نکرده‌اند.

اختیار به عقیده‌ی اغلب قُدما به معنای «صاحب اراده بودن» است؛ اما عده‌ی دیگری از متفکران به ويژه در میان معاصران، این تعریف را نپذیرفته‌اند و معتقدند فرد صاحب اراده لزوماً مختار نیست و اين امكان وجود دارد كه آدمی در یک دستگاه جبری صاحب اراده باشد؛ یعنی صاحب اراده بودن را به عنوان تعریف اختیار قبول ندارند. اين گروه مدعي‌اند كه اختیار به معنای «صاحب اراده‌ی آزاد بودن» است.

برای روشن­تر شدن بحث، معلمی را در نظر بگیرید که یکی از غدد درون ریز بدنش فعالیت بیش از حد دارد و به واسطه‌ی ترشح بیش از حد هورمونی خاص، آستانه‌ی تحمل او نسبت به سایرین پنج مرتبه پایین‌تر است. روز اول سال تحصیلی به کلاس می­رود. پای تخته ایستاده است که خوش‌آمد بگوید و در حال نوشتن مطلبی پای تخته است؛ ناگهان سر خود را بر می‌گرداند و می­بیند یک دانش­آموز پسر گوشه‌ی کلاس ایستاده است و حرکات او را به نحو تمسخرآمیز تقلید می­کند. به دلیل ترشح بیش از حد این هورمون در بدنش، در این لحظه تصمیمي می‌گیرد. شتابان به سمت دانش­آموز می‌رود و او را به سختی تنبیه می­کند. به نظر شما این معلم در انجام این عمل، مختارانه عمل کرده است؟ بنا به تعریف اول، او كاملاً مختارانه دانش‌آموز را تنبیه کرده است. اما آیا اراده‌ی او در این کار تحت تاثير هيچ عامل ديگري نبوده است؟ اگر كسي مدعي بود كه براي تحقق اختيار، هیچ عاملی نباید اراده‌ی شما را تحت­الشعاع قرار دهد، ديگر نمي‌تواند اين فرد را مختار بينگارد.

به اين مثال كه اين تفاوت را واضح‌تر نشان مي‌دهد دقت كنيد؛ فرض کنید فردی را هیپنوتیزم می‌کنند. زمانی که در حالت نیمه‌آگاه قرار دارد به او می­گویند: ساعت 12:05دقیقه است؛ شما در ساعت 12:10 نام خود را فراموش می‌کنید. بعد در ساعت 12:15 دقیقه شما اسم خود را به یاد می‌آورید و سپس به سراغ یخچال می‌روید و یک لیوان آب خنک بر می‌دارید و می‌نوشید. سپس ما مشاهده می­کنیم که  آن فرد به همه این کارها طبق آن روال برنامه­ریزی شده عمل مي‌كند. بعد از پایان هیپنوتیزم از او می‌پرسیم: «آیا شما در خوردن این ليوان آب، آزاد و مختار بودید؟» او می‌گوید: «البته كه بله. من اراده کردم، از جا برخاستم، به سمت یخچال حرکت کردم، آب برداشتم و نوشیدم.» اما ما که شاهد هیپنوتیزم شدن این فرد بودیم، می‌دانیم که این رفتار به او القا شده است. اين فرد با آنكه صاحب اراده است اما ما رفتار او را آزادانه و مختارانه نمي‌دانيم، چرا که اراده او از طریق یک هیپنوتیزر برنامه­ریزی شده و تعینّی خاص یافته است.

اغلب فیلسوفان و متکلمان ما معنای نخست از اختیار مد نظرشان بوده و می‌گفتند: معلوم است که ما کُنش‌هایمان را از روی اراده انجام می‌دهیم. برای کنش‌های ما یک علت تامه وجود دارد که آخرین جزء علت تامه، اراده‌ی آدمی است و به این اعتبار، ما مختارانه عمل می‌کنیم و مسئول رفتارهاي خود هستيم. علت تامه یعنی علتی که اگر واقع شود، معلول حتماً ایجاد می‌شود. اما چنانكه اشاره شد، عده‌ای این معنای اختیار را نپذیرفتند و گفتند که اراده نباید متاثر از هیچ عامل بیرونی و درونی باشد. البته در اين ميان، عده‌ای می‌گویند اگر عاملی که به اراده‌ی ما تعیّن و شکل می‌دهد درونی باشد جبر محسوب نمی‌شود بلکه اگر این عامل بیرونی باشد جبر به شمار می‌رود. اما عده‌ای ديگر معتقدند این عوامل درونی هم به جبر مي­انجامد.

 

  1. اقسام رویکردها نسبت به مسئله‌ی جبر و اختیار

سه رويكرد عمده در مواجهه با مسئله جبر و اختيار وجود دارد كه كه عبارتند از: رويكرد عقلي – فلسفي، رويكرد نقلي و رويكرد تجربي. هر يك از اين رويكردها انشعابات فرعي ديگري را در بر دارند كه در ادامه به مهم­ترین آنها مي‌پردازيم.

الف) رويكرد عقلي – فلسفي

برخی از کسانی که از منظری فلسفی به مسئله‌ی جبر و اختیار نظر كرده‌اند، بر این باورند که اصلِ «علیت» با اختیار ناسازگار است، زیرا اگر اراده‌ی انسان ممکن الوجود باشد كه هست، به علت نیاز دارد. اگر بخواهید اصل علیت را بپذیرید پله پله می‌روید تا در نهایت به علت‌العلل نخستین و یا همان ذات اقدس خداوند می‌رسید. سلسله‌ی علل در نهایت، به ذات، صفات یا افعال خداوند ختم می‌شود. البته ممكن است كساني بگويند: اصل علیت در حوزه‌ی کنش‌های مختارانه‌ی آدمی برقرار نیست؛ به اين معنا كه در تمام هستي، ساختار علّي و معلولي برقرار است به جز در کنش‌های مختارانه‌ی آدمی. برخي از فيلسوفان اگزيستانسياليست بر اين عقيده‌اند. به زعم این گروه از فیلسوفان، انسان در تعیین سرنوشت خود آزاد است و می‌تواند مسیر زندگی خود را انتخاب کند و سرنوشتش به دست خود اوست. ماهیت انسان از کیفیت برخورداری او از آزادی‌اش سرچشمه می‌گيرد؛ یعنی هر چند ما در اصل وجود آزاد نیستیم ولی این که چه ماهیتی داشته باشیم، نتيجه گزینش ما است. از منظر بسياري از فيلسوفان منتسب به این مكتب، هر انساني در عين حال كه در وهله­ی نخست، گريزي از كنش‌هاي مبتني بر گزينش‌هاي مختارانه ندارد، اما مبناي بسياري از كنش‌هاي گزينش‌گرانه آدمي، مبنايي عقلي و استدلالي نيست. علاوه بر اين، از منظر بسياري از فيلسوفان اگزيستانسياليست، ميان آزادي انسان و اصل عليت ناسازگاري برقرار است، از اين‌رو، به زغم اين گروه از فيلسوفان، در ساحت امور نفساني و دروني انسان، اصل عليت برقرار نيست، اگرچه جهان خارج پيوسته مقهور اصل ضرورت علّي است.  اما مشكل اين ديدگاه اين است كه به این آسانی‌ها نمی‌شود این اصل را نفي کرد. هر کس بخواهد اصل علیت را رد کند، مجبور است برای رد کردن آن از اصل علیت استفاده کند.(به اين موضوع فكر كنيد كه چطور اين ملازمه برقرار است و براي رد اصل عليت، چاره‌اي جز استفاده از اين اصل وجود ندارد.) کانت، فيلسوف پرآوازه آلماني مدعي است: اگر اصل علیت را اثبات کنید اختیار از دست می‌رود و اگر اصل علیت را نفی کنید، باز هم اختیار از دست می­رود.

اگر اصل علیت را نفی کنید دیگر چطور می‌توانید بگویید این رفتار را من مرتکب شدم؟! اگر علیتی میان ما و رفتارهای ما برقرار نباشد چطور می‌توانید رفتارهایتان را به خودتان نسبت دهید و بگویید من این کنش را انجام داده‌ام؟!

ب) رویکرد نقلی(مبتنی بر متون مقدس)

در اين رويكرد، مراد از متون مقدس، قرآن و روايات است زيرا بحث ما ناظر به آموزه‌هاي اسلامي است. خود اين رويكرد با سه مسئله اساسي روبرو است:

یک) ناسازگاري ظاهري ميان آيات مؤيد اختيار با آياتي كه از ظاهر آنها معناي جبر مستفاد مي‌شود

مسئله این است که تعدادی از آیات در قرآن وجود دارد که وقتی آن‌ها را ملاحظه مي‌كنيم ظاهراً معناي جبر را القا مي‌كنند. برخي از اين آيات عبارتند از:

 «و ما تشاؤون الـّا أن یشاء الله؛ اراده نمی‌کنید مگر این که خدا اراده کرده باشد.»(انسان/30)

« و اَنّه هُوَ اَضحَکُ وَ اَبکی؛ اوست که می‌خنداند و می‌گریاند.» (نجم/43)

«و ما رَمَیتَ اِذ رَمَیت ولکن الله رَمي؛ [اي پيامبر] تیر نینداختی آنگاه که تیر انداختی، بلكه خداوند تیر انداخت.»(انفال/17)

از طرف دیگر، آیات و روایات فراوانی داریم که تأییدکننده‌ی مفهوم اختیار هستند. از همه‌ی این­ها مهم‌تر، نظام ثواب و عقاب در قرآن و روایات  است که اگر ما مختار نباشیم بی‌معنی و گزاف می‌شود، چرا که مجازات و عقوبت کسانی که در انجام اعمال خود مختار نیستند، با عدل، رحمت و حکمت خداوند ناسازگار است. بدیهی است که اولين شرط پاداش یا مجازات این است که افراد باید در انجام اعمال خود مختار باشند. اگر مختار نباشند این مجازات یا پاداش، کاری لغو و بیهوده خواهد بود كه مسلماً چنین کاری از ساحت خداوند حکیم به دور است.

دو) ناسازگاری ظاهري ميان اختیار انسان با علم پیشین خداوند

همه‌ی ما باور داریم که خداوند به هر آنچه که بوده است، هست و خواهد بود علم دارد. یعنی عالِم مطلق است. (وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ/ یونس: 61) عالم مطلق به همه‌ی امور عالم از جمله کُنش‌های ما علم دارد. اگر خداوند به همه‌ی رفتارهای ما علم داشته باشد، آیا ما می‌توانیم بر خلاف علم خداوند عمل کنیم؟ اگر چنين كاري ممكن باشد مستلزم آن است كه تغييري در علم خداوند ايجاد شود كه با مباني الهيات اسلامي ناسازگار است.(خداوند از هر گونه تغيير و انفعالي مبرّا است.) در رباعي‌اي منسوب به خيام اين مساله به وضوح بيان شده است:

من مِي خورم و هر كه چو من اهل بود

مِي خوردن من به نزد او سهل بود

مِی خوردن من حق ز ازل می‌دانست

گر مِی نخورم علم خدا جهل بود

سه) ناسازگاري ظاهري اختیار انسان با توحید در خالقیت

اين وجهه نظر كه مورد توجه اشاعره هم بوده است، ميان اختيار انسان و انحصار خالقيت در خداوند تعارض مي‌بيند. از اين منظر، رفتارها و کنش­های ما آدمیان هم (هرچند با واسطه) مخلوق خداوند است و اگر هیچ کس در آفرینش جز خداوند دخالت ندارد، نسبت دادن رفتارها و کنش‌ها به انسان با توحید در خالقیت منافات خواهد داشت.(وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ/صافات : 96. البته در این آیه بسته به اینکه «ما» موصوله تلقی شود و یا مصدری، معنا متفاوت می­شود، اما فرض ما این است که مصدری است و از این رو خدا خالق اعمال ما است.) خداوند در آفرینش مخلوقاتش که یکی از مخلوقاتش هم اراده و رفتارهای انسان است، هیچ شریکی ندارد. اشاعره بر آن بودند که قدرت، صرفاً در همه عوالم در انحصار خداوند است و زمانی که شما کاری را انجام می‌دهید، در حقيقت، قدرت بر انجام آن کار ندارید، بلکه خداوند قدرت را همزمان با انجام یک فعل مي‌آفريند و در اختیار شما قرار می‌دهد و شما آن عمل را «کسب» می‌کنید، اما چون با اراده و نيت خود موجب تعلق قدرت خداوند به آن عمل مي‌شويد، اين عمل را به شما نسبت می‌دهند و الّا هیچ موجودی قدرت بر انجام هیچ فعلی در این عالم ندارد و همه امور بايد به خداوند نسبت داده شود.

ج) رویکرد تجربی

رويكرد تجربي به مسئله جبر و اختيار را مي‌توان در سه شاخه فيزيولوژي، جامعه‌شناسي و فيزيك دنبال كرد:

یک) رويكرد تجربي مبتني بر مباني فيزيولوژيك

 برخی از کسانی که در حوزه فیزیولوژی به مسئله‌ی جبر و اختیار پرداخته­اند، معمولاً از مسئله‌ی «جبر ژنتیکی» سخن به ميان مي‌آورند و بر این باورند که کدهای ژنتیکی فرد است که خصوصيات اخلاقي و رفتاري او را تعيين مي‌كند. از اين رو، ما در احاطه يك ساختار فیزیولوژیکی جبری محبوس شدیم و گمان می‌کنیم که اراده و اختیار داریم.

گفتني است خیلی از صاحب­نظران در بحث جبر و اختیار، به شهود و وجدان انسان ارجاع داده‌اند و گفته‌اند: همین که انسان شهوداً درک می‌کند که مختار است، همین کافی است.(اين كه گويي اين كنم يا آن كنم/ خود دليل اختيار است اي صنم) اما چنانكه اشاره كرديم، عده‌ی دیگری این را نفی کرده‌اند و يادآور شده‌اند كه چه بسا شما احساس کنید مختارانه کاری را انجام می‌دهید اما در حقيقت این طور نباشد. مثلا باروخ اسپینوزا از فیلسوفان عقل­گرای سده هفدهم بر آن است که باور به اختيار انسان، نتيجه جهل به علل موجبه اميال، خواسته‌ها و اعمال است.

دو) رويكرد تجربي مبتني بر مباني جامعه‌شناختي

در این رویکرد جبر جامعه شناختی و جبر محیطی(جغرافیایی) محل توجه واقع می‌شود. عده‌اي معتقدند: این که شما در چه فرهنگ، جامعه‌ای و جغرافيايي متولد ‌شوید، به شخصیت و رفتارهای شما هویت می‌دهد و آنها را متعيِّن مي‌سازد. از اين رو، ما همواره تحت سيطره اين شرايط محيطي قرار داريم و ابتكار عمل مختارانه از دسترس ما خارج است.

سه) رويكرد تجربي مبتني بر مباني فیزیکی

برخي از فيزيكدانان بر آنند كه عالم یک سیستم بسته است و همه چیز در این عالم، در چهارچوب يك نظام علّی و معلولی مشخص و از پيش تعيين‌شده روي مي‌دهد. از اين رو ما تحت سيطره جبري فیزیکی قرار داریم. اين ديدگاه كه گاهي از آن با عنوان «جبرگرايي علمي» هم ياد مي‌شود، بر مبنای این فرض بنا شده است که تمامی رویدادها دارای علت و اثرند و ترکیب دقیقی از رویدادها در یک زمان خاص، باعث تولید یک نتیجه خاص می‌شود . این نوع جبرگرایی رابطهٔ مستقیمی با پیش‌بینی‌پذیری دارد.

  1. راه‌حل‌های ناظر به مسئله‌های رویکرد نقلی

الف) مقدمات بحث

پيش از اشاره به راه‌حل‌هاي ناظر به مسایلي كه در رويكرد نقلي مطرح است، لازم است به مقدماتي در بحث جبر و اختيار توجه شود:

مقدمه اول

مسئله‌ی جبر و اختیار با مسئله‌ی رابطه‌ی بین حق و خلق رابطه‌ی تنگاتنگ دارد. بسته به این که شما در رابطه‌ی بین خدا و مخلوقاتش چه  نسبتی را در نظر می­گیرید، پاسخ به مسئله‌ی جبر و اختیار تغيير مي‌كند. مثلا آیا نسبت خدا با مخلوقات مثل نسبت نجار و میز است؟ يا نسبت ميان مادر و فرزند در اين ميان برقرار است؟ ظاهراً در رابطه‌ی مادر و فرزندی يا پدر و فرزندي، یک فرزند در انجام امورات خود می‌تواند کاملاً مستقل عمل کند اما در رابطه‌ی خدا با انسان، چنین استقلالی با تصوري كه ما از خداوند داريم ناسازگار است. درباره مثال نجار و ميز هم همين‌طور است. نظر شما درباره نسبت بین خورشید و موجودات روی زمین چيست؟ آيا مي‌توان گفت اين نسبت، مشابه  نسبت خدا با مخلوقاتش است؟ نظرتان در باب نسبت ميان خورشيد و پرتوهاي آن چيست؟ رابطه‌ی ميان موج و دریا چطور؟

با اين مثال‌ها(که هر کدامشان مبیّن یکی از اقسام روابط میان حق و خلق است) می‌خواهیم نشان دهيم كه تصورات مختلفی از رابطه‌ی بین خدا و مخلوقاتش می‌تواند وجود داشته باشد که اگر هرکدام را بپذیریم، صورت مسئله‌ی جبر و اختیار و پاسخ ناظر به آن هم عوض می‌شود. مثلا اگر كسي رابطه ميان موج و دريا را پذيرفت، با دستگاه الهياتي متفاوتي سر و كار خواهد داشت. چرا كه در اين تمثيل، امواج دریا تجلیات خود دریا هستند و جز دريا حقيقت ديگري در كار نيست. راه حل مسئله جبر و اختيار در اين دستگاه الهياتي متفاوت از ساير دستگاه‌ها خواهد بود و آياتي نظير «و ما رَمَیتَ اِذ رَمَیت ولکن الله رَمي» معناي متفاوتي خواهند يافت. (موج از این جهت که یک تعیّن و نمود دريا است، نحوی از استقلال برای آن در نظر گرفته می‌شود اما از آن جهت كه در حقيقت، هويتي مستقل از دريا ندارد، عينِ دريا است. بنابراين، كنش‌هاي موج، به اعتباري به خود او نسبت داده مي‌شود و به اعتباري ديگر به دريا و هر دو هم مي‌تواند درست باشد؛ «و ما رَمَیتَ اِذ رَمَیت ولکن الله رَمي»)

مقدمه دوم:

 انگيزه‌هاي مختلفي در تمايل به جبرگرايي وجود داشته است، نظير انگيزه‌هاي سياسي ناظر به توجيه وضع موجود، مظلوم‌پروري و يا سوفسطايي‌گري و نيز اباحه‌گري و تن‌پروري. اما با وجود اين، نمي‌توان منكر دشواري حل مسأله جبر و اختيار شد و دغدغه‌هاي يك ذهن وقّاد را در تحليل موضوع ناديده انگاشت و آن را با برچسب يكي از انگيزه‌هاي پيش‌گفته، ناديده انگاشت.

مقدمه سوم:

 مسأله جبر و اختيار، مسأله‌اي است كه همچنان نيازمند فهم عميق‌تر از رابطه ميان حق و خلق و كيفيت تسرّي و سيطره اسماء و صفات الهي در عالم خلق است و پرونده آن در حوزه‌هايي نظير فلسفه، الهيات و روان‌شناسي همچنان مفتوح است.

مقدمه چهارم:

اختيار به معناي اراده آزاد و كاملاً نامشروط كه بايد آن را معادل نظريه «تفويض» در كلام اسلامی دانست، به هيچ‌رو مورد تأييد آموزه‌هاي قرآن و سنت به ويژه با قرائت شيعي آن نيست. اگر كسي مدعي باشد كه ما در انجام امور خود استقلال كامل داریم، اين همان معنای تفویض است كه طرفداري از آن را به معتزله نسبت داده‌اند. تفویض یعنی واگذاری؛ اگر کسی مدعي اين باشد كه نسبت بین خدا و مخلوقاتش به نحوي است كه خداوند هیچ نقش، دخالت و قدرتی در انجام کنش‌های مختارانه ما ندارد و ما مستقلاً می‌توانیم از روی اختیار كامل و با اراده كاملا آزاد دست به عمل بزنیم، بايد او را طرفدار نظريه «تفويض» دانست. اهل بیت(ع) با این دیدگاه مخالفت کرده‌اند. تفويض در روایت مشهور «لا جبرَ و لا تفویض بل امرٌ بین الامرَین» به همين معنا است كه مقبول اهل‌بيت(ع) واقع نشده است.

 

ب) راه حل‌‌ها

الف) راه حل ناظر به مسئله اول و سوم

تعدادی از آیات قرآن ظاهراً از جبر دفاع می‌کند و تعداد بسیار زیادی از آیات قرآن هم مؤید اختیار است. اگر شما مفسر خردمندي باشید، حجم زیاد آیاتی که از اختیار دفاع می‌کند، شما را به این فکر می اندازد که لابد باید آن آیاتی را که ظاهراً معنای جبر از آن‌ها دریافت می‌شود را به طریق دیگری بفهمیم، زیرا ما شهوداً درک می‌کنیم که مختارانه رفتار مي‌كنيم و از طرف دیگر، تعداد آیات و نيز رواياتي که از اختیار و مسئولیت انسان دفاع می‌کند، به مراتب بیشتر از تعداد آیات و رواياتي است که ظاهراً از جبر دفاع می‌کند. اين اولین گام برای حل مسئله نخست است. از سوي ديگر، با ملاحظه آياتي كه ظاهراً معناي جبر از آنها دريافت مي‌شود، درمي‌يابيم كه این آیات سه محتوای اصلی را در بر دارند؛ بعضی از این آیات از احاطه و اشراف قدرت خداوند بر اعمال اختیاری بشر صحبت می کنند مانند آيه «و ما رَمَیتَ اِذ رَمَیت ولکن الله رَمي» بعضی ديگر از این آیات از احاطه و اشراف اراده‌ی خداوند بر اعمال اختیاری انسان صحبت می­کنند مانند آيه «و ما تشاؤون الاّ أن یشاء الله» و بالاخره بعضی ديگر از این آیات از احاطه و اشراف علم خداوند بر اعمال اختیاری انسان سخن می­گویند. خداوند گذشته، حال و آینده را می­داند. مانند آيه «وَمَا يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلا فِي السَّمَاءِ وَلا أَصْغَرَ مِنْ ذَلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ؛ و هیچ چیز در زمین و آسمان از پروردگار تو مخفى نمى‌ماند، به اندازه سنگینى ذره‌اى و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر از آن ، مگر اینكه (همه آنها) در كتاب آشكار (و لوح محفوظ علم خداوند) ثبت است.»(يونس/ 61)

مسئله اين است كه چطور اين سه دسته از آيات مي‌توانند با اختیار انسان سازگار باشند؟

يكي از پاسخ‌ها اين است كه اگر کسی علم، اراده و قدرت انسان را در طول علم، اراده و قدرت خداوند ببیند و معتقد باشد كه علم، اراده و قدرت ما انسان‌ها، تعيّن، تجلي و يا سایه‌ای از علم، اراده و قدرت خداوند است و در طول آن قرار دارد و نه در عرض آن، ظاهراً محملی پیدا می‌شود که بر اساس آن، به اعتباری می‌توانیم رفتارهایمان را به خودمان نسبت دهیم و از آن جهت که علم، اراده و قدرت ما سایه علم، اراده و قدرت خداوند است به این اعتبار هم می‌توانیم امور منتسب به خودمان را به خدا نسبت دهیم.

 بار دیگر به مثال موج و دریا رجوع می‌کنیم. فرض کنید که موج­ها هم نحوی از اراده دارند اما این اراده در حقیقت اراده‌ی منتسب به دریاست. چون این موج‌ها تجلي و تعیّنی جز تعیّن و تجلي دریا نیستند، اگر کسی خروشيدن و برآمدن و فرو افتادن یک موج را به خود آن موج نسبت دهد و مثلا بگويد: موج «الف» به ارتفاع سه متر خروشيد، آيا حرف غلطی زده است؟ دست‌کم به اعتباری درست است و سخن ناروايي بر زبان نياورده است. حال اگر کسی بگوید: دریا در نقطه «الف» به ارتفاع سه متر خروشید. آيا این حرف غلطی است؟ این حرف هم ظاهراً به اعتباری درست است.

بر اين اساس، اگر علم، اراده و قدرت ما سایه‌ای از علم، اراده و قدرت خداوند باشد، اعمال و کنش‌های ما نیز به یک اعتبار به ما نسبت داده می‌شود و از آن جا که اراده‌ی ما سایه‌ای از اراده‌ی خداوند است، می‌توانیم اعمال و کنش‌های خود را با واسطه به خداوند نسبت دهیم و آنها را مخلوق خداوند بينگاريم. البته در اين ميان، نبايد از خاطر برد كه خداوند اراده کرده است که انسان‌ها به نحوي از علم، اراده و قدرت برخوردار باشند که بتوانند مختارانه عمل کنند؛ یعنی اختیار ما سایه‌ی اراده‌ی خداوند است و ما در اختيار خود مجبوريم (دقت شود). به همین خاطر هر عملی که از ما سر بزند، به اعتباری به او برمی‌گردد زیرا اراده‌ی اصلی همواره از آنِ خداوند است و ما نيز در عين حال از اختيار برخورداريم اما اختيار ما اراده و خواست خداوند است و تحت سيطره علم، قدرت و اراده او قرار دارد. از این منظر، گناهان و خطاهای بشری از آن جهت که مختارانه بر حسب علم، قدرت و اراده‌ی بشری محقق شده است، به نحو اولیه به انسان نسبت داده می شود(چه آن که بالذات مورد رضايت خداوند نیست. آنچه بالذات مورد رضايت خداوند است خير و صواب است.) اما به نحو ثانویه و بالعرض به خداوند نیز قابل انتساب است، هرچند به نحو اوّلی و بالذات مطلوبِ خداوند نیست. از اين جهت در قرآن مي‌خوانيم: «مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ؛ آنچه از خوبي به تو مي‌رسد از خداوند است و آنچه از بدي به تو مي‌رسد از خود تو است.»(نساء/79)

به نظر مي‌رسد كه از اين طريق مي‌توان به مسئله اول و سوم از مسائل رويكرد نقلي را پاسخ گفت.

ب) راه حل ناظر به مسئله دوم

در بحث رابطه ميان علم پيشين خداوند و اختيار انسان بايد توجه داشت كه علم خداوند، علم سرمدی است؛ یعنی فرازمانی است. وقتی علم خداوند سرمدی باشد آیا علم پیشین و پسین در مورد خداوند معنی دارد؟! ما هنگامي كه با عینکی بشری نگاه می‌کنیم، علم خداوند را «پيشين» مي‌دانيم، در حالی‌که خداوند فرازمانی است و گذشته و حال و آینده برای او بی معناست. او در ساحتي فرازماني قرار دارد و تسامحاً بايد گفت: نزد خداوند همه چیز در «اكنون» واقع مي‌شود. بر اين اساس، چه اشکالی دارد که خداوند به دلیل اشراف وجودی که به ما دارد، به کنش‌های اختیاری ما علم داشته باشد. یعنی خداوند عالم است به این که فرد «الف» از سرِ اختیار راه سعادت را انتخاب می­کند یا راه شقاوت. از اين رو، خداوند از طريق علمي سرمدي و فرازماني، بی آنکه مستلزم بروز تغییر و انفعالی در او باشد، به كنش‌هاي مختارانه ما(و به تبع آن به سرنوشت ما) علم دارد و ما نيز در عين حال به نحو مختارانه عمل مي‌كنيم. بنابراين ضرورتاً ميان علم خداوند و اختيار انسان ناسازگاري وجود ندارد.

م. اعتمادی نیا
م. اعتمادی نیا

یک دیدگاه در “جبر و اختیار؛  جستاری در مفهوم­شناسی و اقسام رویکردها

شنوشته شده در  7:44 ب.ظ - نوامبر 24, 2016

سلام استاد ممنون دسته بندی مطالب فوق العاده بود
به ویژه قسمت سرمدی بودن خداوند

ثبت نظر