• etemadinia@gmail.com

مسيح هندوستان

مسيح هندوستان

260px-Ghadianiجستاري در آراء فكري و مواضع اجتماعي ـ سياسي فرقه احمديه*

«احمديه» انشعابي منحصر به فرد از اسلام است كه تحت رهبري و تعاليم ميرزا غلام احمد(1908- 1835م) از اهالي دهكده قاديان (Qadian) يكي از روستاهاي شهر گرداس پور در ايالت پنجاب هند نشأت گرفته است.

اين جنبش فكري و اجتماعي كه التزام به نوعي همزيستي مسالمت‌آميز با پيروان ساير اديان و مكاتب از شاخصه‌هاي اصلي آن به شمار مي‌رود، در قرن نوزدهم ميلادي در زمان سلطه انگلیس بر هند پديد آمد و هسته اصلی اندیشه آن مبتني بر نوع خاصي از پیامبر شناسی است. پيروان احمدیه(كه همچنين قادياني و كمتر ميرزايي نيز ناميده شده‌اند) برای موسس خود، شأن پیامبرانه و مسیحایی قائل‌اند. آنان بر اين عقيده‌اند كه غلام‌احمد يك پيامبر تبليغي و مصلح منتظر و مجدد قرن چهاردهم اسلامي، مهدي و مسيح موعود و همچنين دهمين تجسم ويشنو (1)، خداي هندو است.آنها مسلمانان غیر احمدی (که احمدیه را کافر محسوب مي‌كنند) کافر می‌دانند و در چهار موضوع زنده بودن عيسي‌بن مريم، جهاد، مهدويت و خاتميت پيامبر اسلام(ص) عقاید آنها مخالفت تام با عقاید مورد قبول سایر مسلمانان دارد و از این رو بارها از جانب قاطبه مذاهب اسلامي مورد تکفیر واقع شده‌اند.

پيروان چند‌ده ميليوني اين فرقه ، به نحو گسترده و جدي در دهه‌هاي اخير به تبليغ و ترويج باورهاي خود در سراسر جهان پرداخته‌اند و تاكنون به عنوان نمايندگان اسلام حقيقي آثار معتنابهي در قالب كتاب، مجله و پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني عرضه نموده‌‌اند. این نوشتار مي‌كوشد تا با نگاهي به تاريخ پيدايش و نشو نماي اين جريان، تاريخ اجتماعي و فرهنگي و نيز مهمترین معتقدات این فرقه را محل بحث و بررسي قرار دهد.

سابقه پژوهش

به رغم آثار معدودي كه تاكنون درباره مواضع فكري، سياسي و اجتماعي اين فرقه به فارسي نگاشته شده است(2) ، اين نوشتار ضمن ملاحظه اين آثار كوشيده است تا در اغلب موارد با مراجعه به آثار بنيانگذاران اين فرقه به ويژه مؤسس آن، غلام احمد قادياني، معتقدات آنان را از متن اصلي آثار ايشان استخراج نمايد.

نوشتار حاضر ضمن احصاي مهمترين وجوه اختلاف اين فرقه با معتقدات ساير مسلمانان در ذيل چهار سرفصل پيش‌گفته، به طور خاص در باب اعتقادات بنيانگذار اين فرقه درباره فرجام عيسي‌بن مريم(ع)، خاتميت و ظهور مهدي(ع)‌و ديدگاه وي نسبت به سلطه استعمار انگليس در هند، از رهگذر استناد به متن آثار او ابعاد تازه‌اي را فرا روي محقان مي‌گسترد.

علاوه بر اين، اين نوشتار در مقايسه با آثاري كه پيش از اين به رشته تحرير درآمده، مأخذشناسي جامعي از آثار نوشتاري مدافعان اين فرقه در قالب كتب و مجلات و نيز پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مروّج باورهاي آنان ارائه مي‌دهد و با مروري بر فعاليت‌هاي فرهنگي ـ اجتماعي پيروان اين فرقه در دهه‌هاي اخير و ارائه فهرستي از آثار مفيد در بررسي انتقادي مواضع فكري ـ سياسي و اجتماعي آنان، از ساير مقالاتي كه پيش از اين دراين‌باره به رشته تحرير درآمده تمايز مي‌يابد.

  1. 1. تاريخ شكل‌گيري نظام باورها و تشكيلات سازماني

ميرزا غلام احمد به عنوان يك مفسر برجسته و مبارز اسلامي با انتشار اثر چهار جلدي خود با عنوان «براهين احمديه»(3) در اوايل سال1880ميلادي به شهرت رسيد. پنجاب در اين برهه از زمان بر اثر فشار حكومت بريتانيا در راستاي فرنگي مآبي (Westernizing) و ترويج آموزه‌هاي مسيحيت (Christianizing)، در حال از سرگذراندن تجربه طغيان دوباره يك نژادپرستي ديني بود. دراين دوران، شماري از نهضت‌هاي اصلاحي در ميان جوامع هندو، سيك و مسلمان پديدار شدند كه در راستاي دفاع از ارزش‌هاي ديني خودشان و حذف آنچه كه مصلحان، آن را رشد فرهنگي غيراصيل تلقي مي‌نمودند، حركت مي‌كردند. ايالت پنجاب در دو دهه پاياني قرن نوزدهم عرصه رقابت شديد اجتماعي بوده است.(4)

در اين شرايط سياسي اجتماعي، غلام احمد قادياني كه از عالمان برجسته عصر خود در ايالت پنجاب به شمار مي‌رفت و در آن دوران قدم در ميانسالي مي‌گذارد، با انتشار مقاله‌اي مدعي ارتباط با خداوند از طريق وحي شد؛ رابطه‌اي كه اندكي بعد با اين ادعا كه او مهدي و مسيح موعود است همراه شد و او را مبدل به يكي از جنجالي‌ترين شخصيت‌هاي دوران خود نمود و به اين ترتيب جمع كثيري از مردم شبه قاره در پي اين مدعيات كاريزماتيك(5) در سلك پيروان و ارادتمندان او درآمدند.

هنگامي كه غلام احمد نگاشته‌هايي را كه مدعي وحياني بودن آنها بود منتشر كرد، موجي شديد از مخالفت‌ها عليه او پديد آمد و پيروان غالب اديان و مذاهب از جمله هندوها، سيك‌ها، مسلمانان و مسيحيان به مخالفت با او برخاستند و تصميم به نابودي وي گرفتند. (6) شدت اين مخالفت‌ها به حدي بود كه در سال 1953 دولت وقت پاكستان ناگزير شد با اعلام حكومت نظامي در لاهور، آشوب برخاسته از اين اختلافات را فرو بنشاند. در اين شرايط قادياني‌ها كه حالا با تمسك به نام موسس فرقه، خود را احمديه مي‌ناميدند مجبور شدند در شهرها و دهكده‌هايي مجزا از ساير مسلمان به زندگي ادامه دهند و آراء و عقايد خود را در مراكز ويژه خود نشر و تعليم دهند. كتابها و آثار فراوان ميرزا غلام احمد از جمله «فتح اسلام» و «ازاله اوهام» (كه در آنها ادعاهاي پيامبرانه خود را تبيين نموده بود) و بيعت وي با پيروانش در سال1889 منجر به نارضايتي اهل تسنن از اين رهبر جديد و تعاليم بدعت‌آميزش شد. ازاين رو، با صدور اولين فتوا بر ضد احمديه در سال1891 يك دوره تلاش طولاني براي طرد احمديان از اسلام آغاز شد؛ تلاشي كه در آوريل 1984 با تنظيم يك قانون نظامي در پاكستان براي مقابله با اين فرقه به اوج خود رسيد. حكومت پاكستان قانوني صادر كرد كه براساس آن، پيروان فرقه احمديه به عنوان يك اقليت غير مسلمان قلمداد شدند. دراين قانون، آنان از اينكه خود را مسلمان بخوانند يا از اصطلاحات قرآني و اسلامي در عبادت و موعظه بهره بجويند، منع گرديدند. (7)

اوضاع احمديه در زمان حيات ميرزا غلام احمد، طبيعتا به تثبيت پايگاه‌هاي فكري و اجتماعي سپري شد و تمام همت حلقه نخست اين فرقه معطوف به جذب نخبگان سياسي، اجتماعي و فرهنگي در جهت تقويت بنيان‌هاي اين انشعاب گرديد. اما پس از درگذشت ميرزا غلام احمد، اين جريان دچار تفرقه و تشتت ‌گرديد و بر سر موضوع خلافت، ميان اعضا و هواداران جنبش اختلافاتي جدي پديد آمد.

مخالفان و منتقدان دستگاه خلافت كه خليفه دوم احمدي مايل است آنها را غربزده معرفي نمايد(8) به مخالفت با خليفه جديد برخاسته و در اساس خلافت ايجاد خدشه نمودند. نظرات اين عده كه ظاهرا در ميان پيروان احمديه از مكانت و وجاهت علمي و اجتماعي نيز برخوردار بوده‌اند مورد پذيرش عده‌اي از پيروان احمدي قرار گرفت. در نتيجه پس از درگذشت حكيم نورالدين بُهيرَوي- خليفه اول- در سال 1914 چالشي عميق در مسير حيات اجتماعي سياسي جنبش پديد آمد و مخالفان شيوه خلافت، صراحتا خواهان تغييرات اساسي در شيوه رهبري فرقه شدند. اين عدم توافق بر سر مسأله رهبري بعد از مرگ حكيم نورالدين بُهَيروي، سبب به وجود آمدن انشعابي به رهبري محمدعلي(ويراستار مجله نقد و بررسي اديان؛The Review of Religions و مترجم قرآن به انگليسي) و كمال‌الدين (مؤلف، مدرس و مبلغ ديني در مسجد ووكينگ (Woking ) انگلستان) گرديد. اين انشعاب كه به عنوان انشعابي تجزيه طلب موسوم شده‌اند، معتقد بودند كه غلام احمد قصد داشت قدرت را به انجمن مركزي احمديه (صدر انجمن احمديه) انتقال دهد و بدين ترتيب نهضتي با رهبري گروهي فراهم آورد. (9)

در اين شرايط، موافقان خلافت، ميرزا بشيرالدين محمود احمد فرزند ميرزا غلام احمد را كه در آن مقطع، جواني بيست و پنج ساله بوده به جانشيني خليفه اول مي‌پذيرند و به اذعان خود او، اصرار و پافشاري معتقدان و موافقان خلافت، او را وادار به پذيرش اين مسئوليت مي‌نمايد. (10)

از آنجا كه مخالفان، عمدتا داراي مشاغل كليدي و مسئوليت‌هاي حساسي در نهضت احمدي بودند، تعارض آنها با خليفه جديد، جنبش را تا سرحد اضمحلال پيش برد و نهضت احمديه در معرض نابودي و انحلال قرار گرفت؛ به نحوي كه مخالفان و هواداران احمديه هر دو براي انحلال و فروپاشي اين جنبش روز شماري مي‌كردند و هر روز باور شكست نهضت قوت بيشتري مي‌يافت. اما در اين زمان اتفاقي رخ داد كه ميرزا بشير الدين آن را به مثابه يك معجزه بزرگ توصيف مي‌نمايد و آن جدايي مخالفان از نهضت بود؛ كساني كه صاحب مكنت و نفوذ و اعتبار بودند و در منظر عموم پيروان احمديه، متعلق به قشر روشنفكر اين جريان بودند از جنبش بيرون رفتند و با آن قطع رابطه كردند و تصريح نمودند: از آنجا كه امور جنبش به دست جواني خام و بي‌تجربه افتاده، جنبش به زودي متلاشي خواهد شد. (11)

به اين ترتيب انشعاب جديد موسوم به «انشعاب لاهوري» با جدا كردن حساب خود از طيف پيروان خلافت احمدي، تصريح نمود: ميرزا غلام احمد تنها يك مصلح ديني(و نه يك پيامبر) است كه به منظور ايجاد اصلاح‌گري و پيرايش دين اسلام ظهور نموده است. به اين ترتيب شكاف عقيدتي فرقه احمديه را دچار تفرقه‌اي مضاعف نمود. به عقيده عزيز احمد – نويسنده هندي- جناح لاهوري به اسلام اهل سنت نزديكتر است چرا كه آنها غلام احمد را يك مصلح سياسي مي‌دانند نه يك پيامبر مبعوث و لذا بر اين باورند كه جماعت مي‌بايد توسط كميته‌اي غير روحاني (و نه يك خليفه) اداره شود. (12) اگرچه درباره انتخاب رهبر، هيچ قاعده رسمي كه مبين رهبري خانداني در اين فرقه باشد وجود نداشت، اما در واقع سه چهارم رهبران اين نهضت، فرزندان مؤسس آن بودند. براي نمونه بشيرالدين (خليفه دوم) پسر غلام احمد است و نصيراحمد (خليفه سوم) و طاهر احمد (خليفه چهارم) پسران بشيرالدين هستند. انتخاب جانشين از طريق رأي‌گيري در يك مجمع سيصد نفرة نمايندگان، متشكل از افرادي كه وظيفه‌شان انتخاب شخص اصلح (فارغ از نسب خانوادگي وي) است، صورت مي‌گيرد. (13)

خلفاء احمدي علي‌رغم ادعاهاي مكرر خود مبني بر عدم وابستگي سياسي و اقتصادي و فرهنگي به غرب، پس از ميرزا غلام احمد به بلاد غرب كوچ نمودند و عمدتا در انگلستان سكني گزيدند. البته سرزمين فلسطين- مناطق تحت اشغال اسراييل- نيز از جمله مناطق مورد علاقه اكابر اين انشعاب اسلامي به شمار مي‌رود كه خود اين حضور در دامن دو چهره سياسي منفور در دنياي اسلام، احمديه را همواره با انتقادات جدي از سوي قاطبه مسلمان مواجه نموده است.

لازم به توضيح است كه غلام احمد بر خلاف خلفاي پس از خود در زمان استعمار هندوستان توسط انگلیس، چندین رساله و کتاب در تجلیل و حمایت از دولت انگلستان به نگارش درآورد. وی براین باور بود که دولت بریتانیا همه اقشار مردم را از جهت حریت و آزادی با دید یکسان می‌بیند و در این باب کمال انصاف و دادگری را رعایت می‌کند و ملت‌ها در زیر سایه رأفت آنها به آرزوی خود رسیده‌اند. علاوه بر این، او اطاعت از دولت انگلستان را واجب می‌دانست. وي در اواخر رساله حقيقه المهدي در اين باره مي‌نويسد:

 «اگر ترس از شمشير دولت بريتانيا نبود، يقينا مرا با نيزه‌ها و شمشيرها به قتل مي‌رساندند، اما خداوند آنان را به واسطه اين دولت نيكوكردكار از اين كار بازداشت. پس خداوند و اين دولتي كه سبب‌ساز نجات ما از دست ظالمان گرديد را سپاس مي‌گزاريم. دولت بريتانيا آبرو و جان و اموال ما را از [گزند] ستمگران حفظ نمود. و چگونه سپاس به جاي نياوريم كه ما در كنف حمايت اين سلطنت، با امنيت و آسودگي خاطر زندگي مي‌كنيم و [به واسطه آنها] از انواع عذاب‌ها نجات يافتيم و حضور آنها [در سرزمين هند] براي ما همراه با عزت و بركت بود. [از بركت حضور آنان] به غايت آمالمان در امنيت و عافيت دنيا نائل آمديم. اطاعت از اين دولت و دعاي همراه با صدق نيت براي سعادت و سلامتي‌اش [بر ما] واجب شد. آنان ما را با دست‌هاي شوكت خود اسير نكردند بلكه قلب‌هاي ما را با دست منت و احسان خود به اسارت درآوردند. پس سپاس او و شكر احسانش و [نيز] اطاعت از او و دودمانش [بر ما] واجب است. خداوندا اين ملكة معظمه[ي بريتانيا] را از جانب ما جزاي خير عطا كن و دولت و عزت او را محافظت فرما، اي ارحم‌الراحمين، آمين.» (14)

اين فرقه، اسلام احمدي را قرائت بي‌پيرايه از حقيقت اسلام مي‌داند و اجماع مسلمانان در مخالفت با خود را انحراف از اسلام واقعي تفسير مي‌كند. احمديان، مسلمانان غيراحمدي را كافر مي‌دانند و به رغم ازدواج با زنان مسلمان، از تزويج دختران خود با مسلمانان غيراحمدي به شدت اجتناب مي‌ورزند. آنان خود را جماعت برگزيده خداوند براي بسط محبت، طهارت، نيكويي و امنيت در جهان مي‌دانند كه خداوند آنان را از حيات ناپاك دنيايي پاك گردانيده و بهره‌مند از حيات طيبه نموده است. ميرزا غلام‌ احمد در اين باره در ازاله اوهام مي‌نويسد:

«… أن الله تعالي قد اراد ان يخلق هذه الجماعه ثم يهبها تقدما ليُظهر جلاله و يري قدرته لكي ينشر في‌الدنيا حب الله تعالي و التوبه نصوح و الطهاره و الحسنه الحقيقه و الأمن و الصلاح و موأساه البشر. فهذه الجماعه ستكون جماعته المختاره التي سوف يحبها القوه بروحه الخاصته و يُطهرهم من الحياه القذره و سوف يُحدث تغيراً طيبا في حياتهم»(15)

در پس تشكيلات تبليغي فرقه احمديه، نيروي سازمان يافتة اجتماعي از پيروان اين فرقه وجود دارد كه نگاهش معطوف به رهبري رئيس اين تشكيلات يعني غلام احمد و پس از سال1908 معطوف به سلسله جانشينان او ملقب به «خلفاء مسيح» است. اين جانشينان تاكنون پنج نفر بوده‌اند كه عبارتند از: حكيم نورالدين (1914ـ1908)، ميرزا بشيرالدين محمود احمد(1965-1914)، ميرزا نصير احمد(1982-1965) و ميرزا طاهر احمد(2003-1982). از سال 2003 تا كنون نيز ميرزا مسرور احمد به عنوان پنجمين خليفه اين مسئوليت را در شهر لندن بر عهده‌ گرفته است.

امروزه، ساختار تشكيلاتي كه خليفه عهده‌دار هدايت آن است، همانند ساختار آموزشي، طبع و نشر و فعاليت‌هاي تبليغي عمدتا مبتني بر پيشرفت‌هاي سازماني جديد سامان يافته است. اين ساختار نسبتا مدرن كه به تدريج از دوران تصدي غلام احمد تا كنون شكل گرفته است، شامل اين اركان است:

  1. انجمن مركزي احمديه تحت سرپرستي معاون خليفه؛ اين فرد عهده‌دار نظارت بر بخش‌هاي متبوع انجمن شامل: خزانه، انتظامات، اداره روابط بين‌الملل، آموزش و پرورش، اداره تبليغ و ترويج آموزه‌هاي نهضت، انتشارات و بخش مربوط به پذيرايي از ميهمانان است.
  2. انجمن مشورتي خليفه؛ اين انجمن در سال1922 تشكيل شد و متشكل از600 نماينده و منتخب ارشد است.
  3. انجمن‌هاي فرعي؛ متمركز در پاكستان و ساير كشورهايي كه اكثريت احمديه امروزه در آنجا يافت مي‌شوند.
  4. نظام قضايي اسلامي؛ اين بخش در سال1925 به منظور برقراري نظم و رسيدگي به پرونده‌هاي مدني مربوط به اختلافات ميان پيروان احمديه به وجود آمد.
  5. انجمن زنان.
  6. انجمن پسران و مردان؛ ويژه ذكور بالاي 8سال.
  7. مدارس ديني و غيرديني و نهادهاي تعليمي كه دانشگاه «تعليم الاسلام» در رأس آنها قرار دارد.
  8. نهضت جديد (تحريكي جديد)؛ اين نهاد در سال1934 براي بهبود تعليم و تربيت و تنظيم و تنسيق امور تبليغي تأسيس شد.
  9. مجلس نصرت جهان؛ اين نهاد، شورايي است براي نظارت و بسط و گسترش مدارس و بيمارستانهاي احمديه در غرب آفريقا.

نشست ساليانه‌اي كه به رياست خليفه و با مشاركت هزاران احمدي از پاكستان و كشورهاي ديگر در اواخر دسامبر در ربوه پاكستان برگزار مي‌شود، حلقه اتصالي است كه هر ساله پيروان اين فرقه را براي تجديد ميثاقي دوباره گرد هم مي‌آورد. (16)

احمديه نيز همچون غالب تشكيلات فرقه‌اي و مذهبي، هويتي نظام‌مند و قاعده‌محور دارد كه هر كس قصد ورود و پيوستن به آن را داشته باشد بايد شروطي را بپذيرد. «ده فرمان» احمديه كه در حقيقت پيش شرط پذيرش افراد به عنوان اعضاي اين فرقه به شمار مي‌رود عبارت است از:

  1. 1. اجتناب از شرك تا زمان مرگ.
  2. 2. پرهيز از زنا، چشم‌چراني، زورگويي و همه طرقي كه به فسق و فجور و ظلم و خيانت مي‌انجامد.
  3. مواظبت از نمازهاي پنجگانه و تداوم بر اقامه نماز شب در حد استطاعت و صلوات بر پيامبر و استغفار و مراقبت بر ذكر.
  4. اجتناب و پرهيز از آزار و اذيت ديگران عموماً و آزار مسلمانان اختصاصاً (لساناً، يداً‌ و …)
  5. ابراز وفاداري به خداوند و هدايت او و ابراز رضايت در برابر قضاء الهي در جميع احوال.
  6. پرهيز از متابعت هواي نفس و پذيرش حكومت قرآن به معناي تام كلمه و سرلوحه قراردادن دستورات آن در تمام شئون زندگي.
  7. پرهيز كامل از كبر و غرور و محافظت بر تواضع ، خشيت ، صبر و مدارا .
  8. پذيرش رجحان عزت اسلام بر جان و مال و اولاد.
  9. اشتغال دائمي به رفع حاجات خلق و خيررساني به همنوعان به منظور كسب رضاي خداوند.
  10. تسليم به خليفه وقت و پذيرش بلاشرط همه اوامر و نواهي او. (17)

چنانكه واضح است، غالب تعاليم و شروط عقد اخوت احمديه دايرمدار مباني و آموزه‌هاي اخلاقي اسلام است و در اين ميان آنچه كه در تعاليم احمديه نمود جدي‌تري دارد، تاكيد بر جنبه اخلاقي و شئون فردي آموزه‌هاي اسلامي است.

  1. 2. نقد و تحليل مواضع، آراء و انديشه‌ها

همچنانكه اشاره شد، غلام احمد به تناوب در برخي از آراء و مواضع اعتقادي، خط خود را از قاطبه مسلمين جدا نمود و مسيري مستقل و منفك از اسلام متعارف را پيش روي خود قرار داد. مهم‌ترين مواضع اين انشعاب را كه طبعا مخالفان بسياري نيز داشته است، مي‌توان ذيل چهار سرفصل اصلي بررسي و تحقيق نمود:

الف. خاتميت

غلام احمد اگرچه در هيچ‌يك از آثار خود تصريحي بر انكار خاتميت حضرت رسول(ص) ندارد، اما به عقيده قاطبه مخالفان، نفس دعوي وي مبني بر «ظهور» و «بعثت» حاوي نفي خاتميت است. غلام احمد مبتني بر رويكردي كه به مسئله خاتميت و اقسام نبوت پيامبران الهي داشت، بر آن بود كه پيامبران به دو گروه صاحبان شرايع و كتاب و پيامبران تبليغي قابل تقسيم‌اند. سنخ نخست، عده معدودي از انبياء را در بر مي‌گيرد كه صاحبان كتاب و شريعت مستقل‌اند و «دين» خاصي تحت لواي آموزه‌هاي ايشان شكل گرفته است، اما گروه دوم، شامل انبيايي است كه صرفا جهت تبليغ و تكميل رسالت پيامبر پيشين مبعوث شده‌اند. اين رأي غلام احمد تا اينجا با راي غالب مذاهب اسلامي در اين باره منطبق است و دلالتي بر رد خاتميت پيامبر اسلام(ص) ندارد، لكن غلام احمد ضمن تاكيد بر ختم نبوت تشريعي به دست پيامبر(ص) خود را در زمره پيامبران تبليغي و مكملين رسالت انبياء سلف برمي‌شمرد و مدعي است كه مجدد قرن چهاردهم اسلام و مصلح دين پيامبر اكرم(ص) است. (18) او به اين ترتيب، بر خلاف ساير مسلمانان، سلسله پيامبران تبليغي را پايان نايافته مي‌انگارد. (19)

البته دراين ميان، نبايد از نظر دور داشت كه اين ديدگاه، قائلان برجسته‌اي در ميان عرفا و صوفيه دارد. تقسيم نبوت به دو نوع تشريعي و مقامي (عامه) يا انبائي، از جمله اصول پذيرفته شدة بسياري از رجال عرفان و تصوف است. (20) آنان بر اين اساس، نيل به نبوت مقامي را براي همه سالكان الي الله در همه ادوار تاريخ امكان‌پذير مي‌دانند. (21) حتي برخي از عارفان نظير مولوي، دريافت‌ها و الهامات اهل معرفت را هم‌نسخ وحي و حتي نفسِ وحي مي‌دانند كه عارفان به جهت پرده‌پوشي اسرار از منظر عوام، آن را «وحي دل» يا «الهام» لقب مي‌دهند. (22) بنابراين با توجه به قراين عرفاني بسياري از آراء غلام احمد، به نظر مي‌رسد وي مبتني بر اين رويكرد عرفاني و با مستمسك قرار دادن روايات مشكوكي كه از ظهور يك مصلح و مجدد در پايان هر قرن خبر مي‌دهد، مي‌كوشد تا خود را نبي مرسلي كه فاقد احكام شريعت جديد است معرفي نمايد. وي با اعلام نبوت تبليغي خود در سال1902 ميلادي موجي از مخالفت‌هاي شديد مسلمانان را بر عليه خود برانگيخت. البته او در اين سال‌ها بارها براين نكته پافشاري مي‌كند كه به هيچ‌رو ناسخ شريعت پيامبر اسلام(ص) نيست و با تبعيت تام  از شريعت اسلام، صرفا در ظل متابعت آن حضرت(ص) به نحو مجازي و ظلي به مقام نبوت نائل شده است. (23) او در راستاي تبري جستن از اتهاماتي كه دراين‌باره متوجه او بود، با ارسال نامه‌اي به روزنامة «اخبار عام» كه در روز وفات او(26 مي 1908م) به چاپ رسيد، به شدت خود را از اتهام نسخ شريعت اسلام و ادعاي نبوت مستقل مبرا دانست.

ب. جهاد:

جهاد در نظرگاه فرقه احمديه در دوران معاصر، صرفا جهاد با قلم، دعوت و مال است. آنان معتقدند كه جهاد و قتال ويژه صدر اسلام بوده كه تعداد مسلمانان در آن ايام اندك بوده است.

غلام احمد در اين باره در رساله حقيقت المهدي مي‌نويسد:

«فان امر الجهاد في بدء ايام الاسلام و كان حفظ نفوس المسلمين موقوفا علي قتل القاتلين و الانتقام بما كانوا قليلين و كان الكفار غالبين كثيرين سفاكين … فرفعت هذه السنه برفع اسبابها في هذه الايام و امرنا أن نعد للكافرين كما يعدون لنا و لانرفع الحسام قبل ان نقتل بالحسام»(24)

وي همچنين احاديثي را كه دلالت بر جنگ و خونريزي در زمان ظهور حضرت مهدي (ع) دارد، ناصحيح مي‌داند و تصريح مي‌كند كه خداوند او را از عدم صدور اين مفاهيم از جانب پيامبر اكرم (ص) آگاه نموده است. وي تمام اين احاديث را ضعيف و نادرست مي‌داند(25) و بر اين اساس، معتقد است: دوران جهاد با شمشير و ادوات نظامي سپري شده و تنها جهاد با قلم و شيوه‌هاي ارشاد فكري و مسالمت‌آميز ويژه اين روزگار است؛

«واعلموا ان وقت الجهاد السيفي قدمضي و لم يبق الا جهاد القلم و الدعاء و آيات عظمي»(26)

با وجود اين، به نظر مي‌رسد رهبران اين فرقه، منكر جهاد با معاندان محارب نيستند، اما ظاهرا آنان براي اين موضوع، مصاديق قابل توجهي در جهان معاصر سراغ ندارند!!

پس از ميرزا غلام احمد، مهمترين مواضع قاديانيه در باب موضوع جهاد و مبارزه خشونت آميز در كتابي موسوم به القتل باسم الدين از تاليفات چهارمين خليفه قادياني ارائه شده است. او با تأسي به مؤسس فرقه، جهاد را در زمره بخشي از احكام اسلامي طبقه‌بندي مي‌كند كه در صدر اسلام به دليل قلت تعداد مسلمانان و شرايط خاص جامعه اسلامي وجوب يافته و در عصر حاضر كه يقينا هيچ قدرتي ياراي مقابله با جمعيت ميلياردي مسلمانان را ندارد، جهاد صرفا چهره‌اي بدوي و خشن از اسلام در دنيا ترسيم خواهد نمود. او در كتاب خود می‌نویسد: عقیده راسخ من این است که اسلام و هر دین حقیقی نمی‌تواند به نام خدا خون بریزد و تنها جهادی در اسلام جایز است که برای اشاعه دین از طریق تبلیغ و اقناع صورت گرفته باشد. (27)

طاهر احمد، همچنين در القتل باسم الدين‌ با ترسيم چهره‌اي خشن، نامناسب و غير واقعي از انقلاب ايران، آن را در اصل مطابق معيارهاي حقيقي اسلام نمي‌داند و آن را بيشتر يك انقلاب ملي در پوشش دين قلمداد مي‌كند. وي معتقد است: انقلاب اسلامي ايران چهره‌اي نامناسب از اسلام به جهان نماياند و اين همان چيزي بود كه غرب در پي آن بود. او تلويحاً حركاتِ به زعم خود، خشونت‌آميز و تروريستي بر ضد اسرائيل و نمايندگان كشورهاي غربي را در منطقه كه در پوشش تعاليم اسلامي و در منظر او با تحريك ايران صورت مي‌پذيرد، محكوم مي‌كند و انتساب اين گونه حركت‌هاي به اصطلاح خشونت‌آميز را جفا در حق اسلام تلقي مي‌كند.

او در اين ميان، حكومت سعوديِ منبعث از تفكرات وهابي را نيز مسئول بسياري از رويكردهاي غلط در جهان اسلام مي‌داند. وي در اين ارتباط، كمك‌هاي مالي سعودي‌ها به كشورهاي فقير اسلامي را نه كمك به اقتصاد بيمار و زمين‌خورده آنها بلكه كمك به ترويج اسلام با قرائت‌ وهابي و تربيت مبلغان داعيه‌دار اين تفكر خشونت‌آميز و انعطاف‌ناپذير تلقي مي‌كند.

او معتقد است كه امروزه معناي جهاد و جنگ مقدس در ميان گروه‌هاي اسلامي معطوف به مبارزه با قدرت‌هاي استعماري نيست بلكه اين معنا عمدتا در جهت مقابله با ساير گروه‌هايي كه يك گروه خاص، آنان را در عقايد و رفتار، مخالف مشي اصيل اسلامي مي‌شمرد، به كار برده مي‌شود و اين دقيقا همان چيزي است كه مطلوب كشورهاي استعماري غربي است. حال آنكه كشورهاي متمول اسلامي نظير عربستان در حقيقت در همه جنبه‌هاي متكي به شرق و غرب‌اند.

طاهر احمد به اين ترتيب با نشان دادن چهره‌اي ضد استعماري (و البته ضد خشونت) از خود، معقتد است: مبارزات اسلامي امروزه به يك مسئله داخلي جهان اسلام بدل شده كه ميان خود گروه‌‌هاي اسلامي موضوعيت يافته و اين جريان در حال حاضر، كمترين مواجهه را با قدرت‌هاي استعماري دارد و همين امر موجب شده تا چهره‌اي خشن، بي‌تسامح و متعصب‌ از اسلام در جهان ترسيم شود. او همچنين حكم اعدام سلمان رشدي را يك حكم غيراسلامي مي‌داند و معتقد است كه سلمان رشدي شرايط يك كافر را دارد و عقوبتي دنيوي براي كفر در اسلام در متون اصيل اسلامي در نظر گرفته نشده است. او در اين باره به رد اين حكم از سوي شيخ الازهر اشاره مي‌كند و بر آن است كه اين عمل نه تنها دفاعي از اسلام صورت نبست، بلكه چهره اسلام را نيز در منظر جهانيان مكدر نمود.

به اين ترتيب، او همه انوع ترور و خشونت را در هر پوششي كه باشد محكوم مي‌كند و معتقد است: اينگونه اعمال خشونت‌آميز هيچ ارتباطي با اسلام ندارد و اصولا با مفهوم اسلام كه دين سلم و مهرباني است در تناقض به سر مي‌برد. او اينگونه اعمال را در همه اديان صرفا مبتني بر مسلك‌هاي شخصي قلمداد مي‌كند و نه متكي به تعاليم حقيقي اديان. او همچنين قضاوت غربي‌ها درباره اعمال خشونت‌آميز رايج در كشورهاي اسلامي را نيز مبتني بر سياست يك بام و دو هوا مي‌داند و معتقد است: خود آنها در طول تاريخ بارها با مستمسك قرار داردن نابجاي تعاليم مسيحيت، جنايات مهيبي را بر ضد بشريت تدارك ديده‌اند. غرب، امروزه چنانچه اينگونه درگيري‌ها در كشورهاي خودشان واقع شود آن را «نزاع سياسي» مي‌خواند و چنانچه اينگونه رفتارها در كشورهاي اسلامي بروز و ظهور داشته باشد، آن را «تروريست اسلامي» لقب مي‌دهد.

طاهر احمد در نهايت، به اين نتيجه مي‌رسد كه تفكر انتشار اسلام با قدرت شمشير به جدّ محل تامل و ترديد است. وي جنگ‌ها و نزاع‌‌هاي حكومت‌هاي اسلامي كه با ابتناي بر اسلام تفسير مي‌شود را صرفا نزاع‌هاي مبتني بر سياست و روابط حكومتي قلمداد مي‌كند كه ريشه‌اي اصيل در اسلام ندارد. (28)

ج. مسيح شناسي:

قاديانيه به متابعت از ميرزا غلام احمد، ملتزم به قرائتي خاص در باب فرجام مسيح(ع) است. پيروان اين فرقه بر اين باورند كه مسيح (ع) بر فراز صليب با مداخله خداوند از مرگ نجات يافت و آنچه كه قرآن از آن به عنوان شبهه‌اي در باب مرگ مسيح ياد مي‌كند نيز در واقع ناظر به كالبد وي است و حقيقت او كه همانا روح متعالي و باطن راسخش بود، در ملكوت اعلي نزد خداوند آرامش يافت. ميرزا غلام احمد معتقد بود كه عيسي بن مريم چنانكه قرآن كريم نيز تصريح مي‌كند، نه به قتل رسيده و نه به صليب كشيده شده (ما قتلوه و ما صلبوه/ نساء؛157) بلكه در حالي از صليب پايين آورده شده كه بيهوش بود، لكن پس از آن به هوش آمد و از آن سرزمين مهاجرت نمود. او در توضيح عبارت قرآني «ما صلبوه» معتقد است كه مصلوب به كسي اطلاق مي‌شود كه در اثر به صليب كشيده شدن، جان بسپارد حال آنكه عيسي بر صليب نمرد بلكه بيهوش شده و به ياري خداوند از مرگ نجات يافت. بر اين اساس، عبارت قرآني «شبّه لهم» به معناي آن است كه بر آنان مشتبه شد كه عيسي بر فراز صليب جان سپرد و حال آنكه چنين نشد بلكه او با اراده الهي صرفا بيهوش شده بود. وي همچنين به صليب كشيده شدن شخصي شبيه عيسي را نيز با اتكا به مباني خود نمي‌پذيرد. (29)

غلام احمد بر اين باور است كه مسيح(ع) پس از ماجراي به صليب كشيده شدن، پس از چند روز به هوش آمد و از آن سرزمين به هندوستان هجرت نمود(30) و در مكاني به نام سرينگر (srinagar) در سنين قريب به يكصد و بيست سالگي از دنيا رفت(31) كه هنوز نيز مزاري منسوب به وي در هندوستان وجود دارد. (32)

غلام احمد قادياني در بحث از زندگي مسيح(ع)، تداوم حيات آن حضرت را تا آخرالزمان، يكي از مصاديق جعل اسطوره جهت تضعيف اسلام برمي‌شمرد. چرا كه مسيح زنده به مراتب از محمدِ مرده كارآتر، نزديك‌تر و تمسك و توسل به او و دين او عقلاني‌تر و منطقي‌تر خواهد بود. لذا او بر اين باور است كه ارباب مسيحيت با جعل چنين اسطوره‌‌اي در سدد تضعيف اسلام و يهود و تثبيت دوران شكوهمند حضور عيسي (ع) برآمدند. (33)

بنابراين از آنجا كه مطابق نظر احمديه، عيسي نيز مانند ساير پيامبران خدا، مرگ بر او حادث شده، مسيحا بودن غلام احمد بدين معناست كه وي صاحب «روح» و «قدرت» عيسي است و از وجاهت معنوي‌اي مشابه او بهره مي‌برد و اين هرگز به معناي اينهماني شخصي او و مسيح(ع) نيست. (34)

د. مهدويت:

در باب مهدويت نيز احمديه آراء منحصر به فردي دارند كه در تقابل با رويكردهاي متعارف در جهان اسلام قرار دارد. در نظرگاه رهبران اين فرقه، مهدي نام ديگر مسيح(ع) است و هر دوي اين اسامي اگر چه بيانگر صفات گوناگوني‌اند اما دلالت بر فردي واحد دارند. (35) غلام احمد در حقيقت‌المهدي ضمن تاكيد بر اينكه احاديث ناظر به ظهور مهدی(ع) كه در آنها مهدي(ع) از اولاد حضرت فاطمه(س) دانسته شده است، همه به لحاظ راوي و مضمون، ضعيف و مجروحند(36) ، معتقد است: آنان كه مهدي و مسيح را دو شخص متمايز و متفاوت از يكديگر مي‌دانند در اشتباهند. (37)

غلام احمد به اين ترتيب با جرح و تعديل‌هاي خاص خود و با اتكا به تأويل اغلب نصوص متقن ناظر  به ظهور مهدي(ع)، خود را  مهدي منتظر و موعود امم قلمداد مي‌كند. در اين راستا وي به جهت تطبيق روايات مربوط به نزول عيسي(ع) و ظهور مهدي(ع) با شرايط خاص خود، كليه رواياتي را كه متضمن به كار بستن نوعي خشونت از سوي مهدي(ع) در زمان ظهور است، در زمرة احاديث موضوعه طبقه‌بندي مي‌كند و همه آنها را از سنخ افترا به خدا و رسول مي‌داند(38) و معتقد است: هيچ از يك روايات و نصوص متقن اسلامي دلالت بر اين ندارد كه مهدي(ع) در زمان ظهور، متعرض قتال و خشونت خواهد شد بلكه به عكس، شيوه او در بازخواني دوباره اصول و معارف اسلامي(كه پايمال هواهاي نفساني و ظلم و ستم حاكمان شده است) مبتني بر سلم و مدارا و رحمت و از همه مهمتر متكي به دلائل واضح قطعي و براهين صادق و صحيح است. (39) غلام احمد بر آن است كه التزام مهدي(ع) به استفاده از شيوه‌‌هاي خشونت‌آميز در  دعوت و قيام، از منظر عقلي نيز خدشه‌پذير مي‌نمايد چه آنكه استعمال اينگونه شيوه‌ها با ذائقه فرهنگي و روحي مردمان اين عصر سازگاري ندارد. قلوب تشنه حقيقت در اين زمان ظهور مردي را انتظار مي‌كشد كه با تمسك به اخلاق فاضله و اتصاف به صفات كريمه، بي‌آنكه متعرض سلاح و خشونت شود، از شمشير برنده بيان و براهين و ادله قاطع در پيشبرد اهداف خود بهره مي‌جويد و «فارِس ميدان معرفت» است. (40) غلام احمد به اين ترتيب، اغلب مردمان به ويژه مسلمانان را در باب مسائل مربوط به ظهور موعود امم و منجي آخرالزمان دچار كج‌فهمي و سوء‌تعبير مي‌داند و با معرفي صريح خود به عنوان مسيح موعود، خود را مؤيد به تأييدات الهي و مصداق عيني و شخصي مهدي منتظر در روايات و نصوص اسلامي قلمداد مي‌كند؛

«… من مسيح مهدي‌ام كه از سوي رب‌الارباب گسيل داشته شده‌ام و براي جنگ نيامده‌ام و پروردگارم مرا به لشكركشي امر نفرموده. من بر قدم فرزند مريم آمده‌ام تا مردمان را به مكارم اخلاق و به سوي پروردگار اكرم و ارحم فرابخوانم و من حاجتي به شمشير از نيام كشيدن نمي‌بينيم كه اين خود، ننگ است بر ملتي كه فروغش سرزمين‌ها [ي ديگر] فرا گرفته، آري حاجت به آزادي عمل قلم‌هاست تا از اين رهگذر، مردمان را از گمراهي‌ها و طوفان‌هايش برهانيم.» (41)

گفتني است اختلافات احمديه با ساير فرق و مذاهب اسلامي تنها در همين چهار مورد خلاصه نمي‌شود و در برخي ديگر از سرفصل‌هاي اعتقادي نيز مواضع آنان از رأي جمهور مسلمانان متمايز است كه از آن جمله مي‌توان به مفاهيمي نظير صفات الهي، رؤيت الهي، حدوث و قدم قرآن، خلود در دوزخ، معجزات، تجرد روح  و حدوث نفس، قدمت انسان، جن و حيات پس از مرگ اشاره نمود. (42)

  1. 3. مأخذ شناسي آثار و پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني احمديه:

قدرت تشكيلات تبليغي فرقه احمديه عمدتاً ناشي از يك جهاني‌نگري(43) افراطي(audacious universalism) و اعتماد به نفس شخص غلام احمد و شايستگي‌هاي نخستين پيروانش نظير محمدعلي، كمال‌الدين و صوفي بنگالي بود. اين افراد كساني بودند كه به تأليف آثار ادبي و سازماني در اين فرقه اشتغال داشتند و عهده‌دار بنيانگذاري نخستين پايگاه‌هاي تبليغاتي در انگلستان و آمريكا شدند.

از همان آغاز، تبليغ اسلام در قالب فرقه احمديه وظيفه اصلي اين نهضت به‌شمار مي‌رفت. روش‌هايي كه در زمان حيات غلام احمد براي تبليغ استفاده مي‌شد، از ميان رسوم جاري و متداول تبليغ در پنجاب اقتباس مي‌شد. اين روش‌ها عبارت بودند از: موعظه خياباني، ملاقات‌هاي عمومي، استفاده از كتب، مجلات ادواري و ساير آثار ديني، مناظرات و مباحثات رسمي، مطالعه و رد ساير اديان و مبلغان آنها و از همه مهمتر ترجمه و انتشار قرآن همراه با تفسير آن به زبان‌هاي مهم امروزي. (44) از آنجا كه اين فرقه به نحو گسترده و جدي در دهه‌هاي اخير به تبليغ و ترويج باورهاي خود در سراسر جهان پرداخته و آثار معتنابهي در قالب كتاب، مجله و پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني عرضه نموده است، در ادامه مهم‌ترين اين آثار را از نظر مي‌گذرانيم.

الف: مأخذشناسي آثار:

كتب، رسائل و مجلات متنوع و متعددي توسط خلفاء احمدي و پيروان آنها در طول حدود 120 سالي كه از ظهور اين فرقه مي‌گذرد، به رشته تحرير درآمده و به چاپ سپرده شده است. مُبدع و بنيانگذار احمديه يكي از پركارترين نويسندگان اين جريان فكري است. قريب 82 اثر به ميرزا غلام احمد نسبت داده شده است كه همه آنها در مجموعه‌اي تحت عنوان روحاني خزائن در 23 جلد توسط شوراي مركزي احمديه به طبع رسيده است. عناوين برخي از آثار و تاليفات ميرزا غلام احمد قادياني عبارتند از:

  1. تذكره 2. ملفوضات 3. مجموعه اشتهارات 4. گورنمنت انگديزي اور جهاد 6. منتخب تحريرات 7. رساله‌الوصيه 8. رساله مواهب‌الرحمن 9. براهين احمديه 10. فتح‌الاسلام 11. جنگ مقدس 12. شهاده القرآن 13. اتمام الحجه 14. نشان آسماني 15. حقيقت المهدي 16. پيغام صلح 17. چشمه معرفت 18. حقيقه‌الوحي 19. نورالحق 20. كرامات‌الصادقين 21. حمامة‌البشري 22. فلسفه تعاليم اسلام 23. سر الخلافه و

ساير خلفاء احمديه پس از ميرزا غلام احمد نيز غالباً اهل علم و دانش بوده و عمدتاً صاحب تأليفات متعددند. در زمان حكيم نورالدين، نخستين خليفه غلام احمد، سنگ بناي برخي نشريات و مطبوعات احمديه از جمله جريده «فضل»، «نور» و مجله «حق» و «پيغام صلح» در قاديان، دهلي و لاهور نهاده شد. فصل‌الخطاب لمقدمه اهل الكتاب و حقائق‌الفرقان از جمله آثار اوست.دومين خليفه نيز با ترجمه و طبع قرآن كريم گام ديگري در جهت نشر آراء احمديه برداشت. مهمترين تاليفات او عبارتند از: التفسير الوسيط، التفسير الكبير(ده جلد)، حيات محمد(ص) و مريم… تكسر الصليب . (45)

ميرزا ناصر احمد، سومين خليفه احمديه جز تداوم سياست‌هاي خليفه سلف كار مهمي از پيش نبرد. از جمله آثار او مي‌توان به خطبات ناصر و مشعل راه(جلد دوم) اشاره كرد. اما چهارمين خليفه، ميرزا طاهر احمد، تحرك و پويايي مجددي به احمديه داد؛ به نحوي كه در دوران وي ترجمه و طبع قرآن به 51 زبان زنده دنيا انجام گرفت. سيره حضرت فضل عمر، القتل باسم الدين، حقيقه عقوبه الرده في‌الاسلام، كارثه الخليج و النظام العالمي الجديد، المسيحيه و رحله من الحقايق الي‌الخيال، الاسلام و التحديديات المعاصره، خاتم‌النبيين… المفهوم الحقيقي، زهق‌الباطل(مجموعه‌اي از خطبه‌هاي نماز جمعه)، احياءالاسلام و … از جمله آثار اوست. (46) ميرزا مسرور احمد، خليفه فعلي احمديه نيز صاحب تاليفاتي نه چندان متعدد است كه از آن جمله مي‌توان به اسوه‌الرسول(ص)(مجموعه‌اي از خطبه‌هاي نماز جمعه) و مشعل راه(جلد پنجم) اشاره كرد.

ب: پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني و مجلات:

مجموعه آثار ميرزا غلام احمد شامل كتب، رساله‌ها، اشعار و يادداشت‌هاي وي در مجموعه‌اي به نام «روحاني خزائن» گرد آمده است. اين مجموعه بيست و سه جلدي را به همراه ساير معتقدات و آثار نوشتاري، صوتي و تصويري جماعت اسلامي احمديه مي‌توان در پايگاه اينترنتي اين فرقه به نشاني www.islamahmadiyya.net مشاهده نمود. علاوه بر اين، ديدگاه‌ها و مجموعه آثار انشعاب احمديه لاهور نيز در پايگاه اينترنتي اين تشكّل به نشاني www.aaiil.org قابل دسترسي است.

ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني اين فرقه را به تفصيل مي‌توان در پايان مدخل احمديه در دانشنامه آزاد ويكي‌پديا (نسخه انگليسي) به نشاني  en.wikipedia.orgمشاهده نمود. علاوه بر آثار مذكور، احمديه از يك شبكه تلويزيوني ماهواره‌اي (MTA) و ده‌ها جريده و مجله به زبان‌هاي مختلف نيز بهره مي‌برد كه عناوين برخي از آنها عبارتند از:

مجلة «التقوى» (ماهنامه به زبان عربي)، مجلة «البشرى» (منتشر شده از دهه سي ميلادي به زبان عربي)، مجلة «مقارنة الأديانReview of Religions » (به زبان انگليسي)، مجلة «الرسالةMessage »(به زبان فرانسه)، مجلة Der Islam  (به زبان آلماني)، مجلة Sinar Islam  (به زبان اندونزيايي)، جريدة «الإسلام Al-Islam»(به زبان لهستاني)، جريدة «الفضل» (روزنامه به زبان اردو)، جريدة «الفضل» (هفته‌نامه بين‌المللي به زبان اردو) و جريدة «بدر» (هفته‌نامه به زبان اردو).

همچنين اداره ده‌ها پايگاه اينترنتي به بيش از 10 زبان زنده دنيا به احمديه كمك شاياني در ترويج و تبليغ آراء و اعتقاداتشان نموده است. نكته حائز اهميت در اين ميان آن است كه اين فرقه به دليل عدم واكنش نسبت به سياست‌هاي استعماري و استكباري و بعضا ضد حقوق بشر قدرت‌هاي بزرگ و برخي دولت‌هاي قدرتمند اروپايي، نه تنها با مشكلي در مسير ترويج آموزه‌هاي خود مواجه نيست بلكه حتي در اسراييل نيز با انتشار مجله و تاسيس مركز اسلامي در شهر حيفا به فعاليت‌هاي ترويجي و تبليغي خود مبادرت مي‌ورزد.

  1. 4. احمديه در دوران معاصر

به علت غيرقانوني بودن فعاليت‌هاي اين فرقه در اغلب كشورهاي اسلامي، آمار صحيحي از پيروان احمديه در بيشتر كشورها وجود ندارد، اما جمعيت آنان در سراسر جهان بالغ بر ده ميليون نفر برآورد مي‌شود كه هسته اصلي اجتماع 4 ميليون نفري آنان در پاكستان است. (47) احمديه در كشورهاي هند، پاكستان و بنگلادش داراي شهرهايي است كه تماما در تصرف اين گروه است و غير احمديه در آن سكني ندارند. علاوه بر آن، پيروان احمديه در برخي ازكشورهاي اروپايي و امريكا وكانادا و چند كشور افريقايي از جمله تانزانيا حضور پررنگي دارند و در اندونزي نيز آماري بالغ بر 300هزار نفر از اين فرقه ثبت شده است.

از زمان اخراج سومين خليفه قاديانه (ميرزا نصير احمد؛ 1982 – 1909) از پاكستان، مركز احمديه به انگلستان منتقل شد و در حال حاضر نيز خليفه پنجم احمديه (ميرزا مسرور احمد؛ 1950) در لندن زندگي مي‌كند. البته هنوز نيز اكثريت مطلق احمديه در ربوه پاكستان و قاديان هندوستان به سر مي‌برند. در پاكستان محدوديت‌هاي زيادي براي احمديه وجود دارد و پيروان آن حق انجام فعاليت‌هاي مذهبي و برپايي مساجد خودشان را ندارند و از سوي عالمان شيعه و سني، مورد طرد و تكفير واقع شده‌اند. اما در هندوستان فعاليت احمديه بدون هيچگونه محدوديت و مشكلي تداوم دارد و علاوه بر هند، در استراليا نيز احمديه داراي مساجد و پيروان بسيار زيادي است كه اكثريت آنها متشكل از مهاجرين هندي و پاكستاني است. عربستان سعودي نيز در عداد مخالفين سرسخت احمديه است و براي پيروان اين فرقه رواديد سفر حج صادر نمي‌كند و از ورود آنان به اماكن مقدس اسلامي ممانعت به عمل مي‌آورد. به دليل حساسيت‌هاي خاص مسلمانان نسبت به معتقدات اين فرقه، هر از چندگاهي، خبري مبني بر بروز خشونت عليه پيروان احمديه در كشورهاي مختلف منتشر مي‌گردد. از جمله آنكه در آوريل 2008 ميلادي، گروهي از اسلامگرايان تندرو در اندونزي، مسجدي متعلق به پيروان احمديه را به آتش كشيدند و يك مدرسه مذهبي آنان را نيز ويران نمودند. (48)

احمديه در سرتاسر قلمرو فرهنگي تحت سيطره خود اقدام به تاسيس مراكز فرهنگي، تبليغي و خدماتي نموده و خصوصا مراكز خيريه متعددي را در كشورهاي افريقايي تاسيس كرده است. بر طبق اعلام منابع رسمي اين جنبش، تعداد شهرهايي كه مراكز احمديه در آنها مشغول به فعاليت است، بيش از 170 شهر در سرتاسر دنياست كه علاوه‌ بر اين، صدها مركز تابعه نيز در كشورهاي مختلف دنيا تحت حمايت اين فرقه اداره مي‌شود.

خدمات پزشكي و مراكز خيريه احمديه، علي‌رغم محدوديت‌هاي موجود در مسير فعاليت‌هاي آنان، به‌طور رايگان در مناطق محروم و فقيرنشين و جنگ‌زده ادامه دارد و در اكثر نقاط افريقا از جمله غنا، كنيا، سيرالئون، گامبيا، ساحل عاج، ليبريا و اوگاندا كه دستخوش اختلافات فرقه‌اي و جنگ‌هاي قبيله‌اي و نژادي است، پايگاه‌هاي تبليغي و خيريه احمديه فعالانه مستقر است. بيش از پنجاه سال است كه احمديه در اين مناطق اقدام به تاسيس دهها مدرسه، بيمارستان و مسجد نموده و از اين طريق، سعي در ارائه تصويري بشر دوستانه از اسلام دارد. طبق آنچه كه پايگاه‌هاي رسمي احمديه اعلام نموده‌اند، منابع مالي احمديه صرفا از طريق پيروان آن تامين مي‌گردد و از هيچ نهاد، موسسه، حكومت و يا شخص حقيقي و حقوقي غير از احمديه كمك مالي دريافت نمي‌نمايند.

از بدو پيدايش تا كنون، مخالفت‌هاي عمده‌اي با انديشه‌هاي فرقه احمديه در كشورهاي اسلامي صورت پذيرفته است. در سال 1943 از سوي تمام علماي مذاهب اسلامي در شبه قاره هند، فتواي تكفير پيروان اين فرقه صادر شد. سال 1974 نيز در كنفرانس بزرگي در مكه مكرمه و با حضور علماي مذاهب و فرق اسلامي ضمن تكفير احمديه، وجود آنان خطر بزرگي براي اسلام دانسته شد و از مسلمانان خواسته شد كه از دفن اموات پيروان اين فرقه در قبرستان‌هاي مسلمانان ممانعت به عمل آورند.

علاوه بر اين، در ادامه اقدام سال 1974 مجلس پاكستان در غيرمسلمان دانستن پيروان احمديه، در آوريل 1984، رئيس جمهور پاكستان، ضياء الحق، در فرماني برگزاري آداب مذهبي احمديه را مجرمانه اعلام كرد. طبق اين فرمان، آنان مجاز نبودند كه خود را مسلمان بنامند و از تعابير اسلامي براي تسميه عبادات و مكان‌هاي ديني خود استفاده نمايند. مجازات هر يك از اين موارد سه سال زندان به همراه پرداخت جريمه بود. (49)

علاوه بر اين اقدامات، فتاواي متعددي از سوي علما و تشكل‌هاي ديني كشورهاي اسلامي در رد عقايد فرقه احمديه صادر شده است كه از آن جمله مي‌توان به فتاواي مجمع فقه اسلامي اشاره كرد. در پي اين مخالفت‌ها، امروزه حوزه اصلي فعاليت‌هاي اين فرقه در اروپا، امريكا و آفريقا متمركز است.

نتيجه:

مهمترين نتايج به دست آمده از اين نوشتار را مي‌توان در موارد  زير احصا نمود:

  1. احمديه يكي از فرَق منسوب به اسلام در قرن نوزدهم ميلادي است كه مبتني بر نوع خاصي از پيامبر‌شناسي قوام يافته است. پيروان اين فرقه، براي مؤسس خود، شأن پيامبرانه و مسيحايي قائل‌‌اند.
  1. احمديه در چهار موضوع اصلي جهاد، مهدويت، مسيح‌شناسي و اعتقاد به نبوت غلام احمد قادياني با موضع ساير مسلمانان افتراقات و اختلافات جدي‌ دارد.
  2. ساير فرق اسلامي، معتقدات احمديه را خارج از چارچوب‌ احكام و ضوابط اسلام مي‌دانند و متقابلا اين فرقه نيز نسبت به برخي معتقدات ساير انشعابات اسلامي چنين نگرشي دارد.
  3. سردمداران اين فرقه معتقدند: احكام جهاد در اسلام مربوط به دوران فتور و ضعف مسلمانان است و در حال حاضر كه اسلام و مسلمانان در وضعيت مطلوبي قرار دارند، استناد و عمل به اين احكام موجب خدشه‌دار شدن سيماي بشردوستانه اسلام خواهد شد.
  4. با نظر به اينكه غلام احمد بارها حمايت صريح خود را از دولت استعماري انگليس ابراز نموده و در مواضعي خود را تحت‌الحمايه انگليس دانسته و نيز به علت سكونت اغلب قريب به اتفاق خلفاي احمديه در بلاد غرب، ساير فرق و انشعابات اسلامي، احمديه را دست نشانده و جيره‌خوار غرب و صهيونيسم مي‌دانند و در اكثر ممالك اسلامي به آنها اجازه تبليغ و فعاليت داده نمي‌شود.
  5. احمديه فعاليت‌هاي تبليغي و تبشيري وسيعي در كشورهاي فقير و جنگ‌زده و عمدتا افريقايي سامان داده كه از آن جمله مي‌توان به غنا، ناميبيا، سيرالئون و اوگاندا اشاره كرد.
  6. احمديه انشعابي تشكيلاتي و فرقه‌اي با زيرساخت‌هاي نظام‌مند و داراي سلسله مراتب سازماني است كه هر عضو فرقه با توجه به توانايي‌ها و استعداد خود در يكي از شاخه‌هاي آن به كار گرفته مي‌شود.
  7. منابع مالي احمديه توسط اعضاء، هواداران و پيروان اين فرقه تامين مي‌شود و سردمداران آن دريافت هر گونه كمك مالي از سوي دولت‌ها و يا افراد حقيقي و حقوقي خارج از اين تشكيلات را نفي مي‌كنند.

 

پي‌نوشت‌ها

* این مقاله با همکاری آقای احسان احمدی نوشته شده است.

  1. ويشنو (visnu) در آيين هندو خداي زندگي و حافظ كل موجودات است. هندوان او را مظهر مهر و محبت مي‌دانند و برآنند كه وي صاحب ده تجلي است كه نُه بار آن به وقوع پيوسته و تجلي دهم در پايان عصر تاريكي (كه عصر كنوني است) رخ خواهد داد. او با ظهور خود بدكاران و نيكوكاران را به مجازات و پاداش اعمال خود خواهد رساند و آداب و رسومي نيكو در جهان برقرار خواهد نمود.(نك: اديان و مكتب‌هاي فلسفي هند، ج1، صص274ـ265)
  2. مهمترين آثاري كه تاكنون در اين باره نگاشته شده عبارتند از:
  3. مقاله «قاديانيه» نگاشته مهدي فرمانيان منتشر شده درشماره17 فصلنامه هفت آسمان(بهار1382)؛ اين مقاله حاوي مقدمه‌اي اجمالي از مؤلف درباره تاريخچه و رئوس معتقدات فرقه قاديانيه همراه با ترجمه مدخل احمديه در دائرة المعارف جهان اسلام معاصر از انتشارات دانشگاه آكسفورد است. مقاله مذكور به رغم اطلاعات اجمالي و ارجاعات مفيدي كه در آن مندرج است، فارغ از ارجاع مستقيم به آثار اصلي ميرزا غلام احمد قادياني به رشته تحرير درآمده و بنا به تصريح مترجم، متن مدخل احمديه در دايرة‌المعارف جهان اسلام معاصر كاملا جانبدارانه نوشته شده و به نقدهاي جدي علماي مذاهب اسلامي به معتقدات اين فرقه و ناسازگاري دروني باورهاي آنان نپرداخته است.
  4. مقاله «فرقه احمديه» نگاشته اسماعيل آذري نژاد منتشر شده در شماره 50 مجله تخصصي كلام اسلامي(تابستان1383)؛ اين مقاله به رغم مراجعه به روحاني خزائن، منبع اصلي معتقدات بنيانگذار فرقه احمديه، به نحوي كاملا موجز و فهرست‌وار به بررسي مواضع فكري و اجتماعي و تبليغي اين فرقه مي‌پردازد و براين اساس، از توضيح دقيق و تبيين كامل بسياري از موضوعات مندرج در اين مقاله بازي مي‌ماند.

علاوه بر دو مورد پيشين، بخش مربوط به فرقه قاديانيه در كتاب آشنايي با فرق تسنن كه از سوي انجمن علمي اديان و مذاهب حوزه علميه قم و به اهتمام مهدي فرمانيان گردآوري شده است و همين بخش در كتاب فرق تسنن(نشر اديان و به اهتمام مهدي فرمانيان) نيز به روشي دايرة‌المعارفي و به اختصار به بحث در باب تاريخ و معتقدات اين فرق پرداخته‌اند.

  1. وي اين كتاب را در اثبات فضل اسلام و اعجاز قرآن و اثبات نبوت پیامبر و رد آیین مسیحیت، هندو و برهما تألیف نمود. جزء پنجم اين اثر نيز در سال1905، توسط غلام احمد نوشته شد كه اين بخش در جلد21 مجموعه «روحاني خزائن» به چاپ رسيده است.

4.Encyclopedia of  Religion, Ahmadiah, Vol1, p.154

  1. كاريزما (Charisma) را به فارسي، فرّه معنا كرده‌اند، حال آنكه درج معادلي تك‌واژه‌اي در برگردان اين اصطلاح به فارسي چندان گويا نخواهد بود. «فَر» در فرهنگ ديني ايران باستان و در اوستا، فروغي است ايزدي كه به دل و جان هركس بتابد از همنوعان خود برتري مي‌يابد. به واسطه اين فروغ، فرد به پادشاهي و پيروزي و كاميابي مي‌رسد. علاوه بر اين به واسطه نيروي معنوي اين نور ، كمالات روحاني و نفساني براي فرد به ارمغان مي‌آيد و به پيامبري برگزيده مي‌شود.

از سوي ديگر، كاريزما يكي واژگان كليدي جامعه‌شناسي دين ماكس وبر است. وي اين اصطلاح را به قدرت‌ها و نيروهاي فوق العاده در ذات اشياء، رفتارها بيا اشخاص اطلاق مي‌كند. كاريزما صفت هيبت، قدرت و توانايي جادويي است كه پيروان كسي در او مي‌يابند و معمولا خصلت ريشه‌اي و انقلابي دارد و با سنت مخالف است. كاريزما هم مي‌تواند ذاتي باشد و هم اكتسابي. نوع اكتسابي آن معمولا در نتيجه اشتغال به عملكردهاي خارق‌العاده يا ديدن نوعي تجربه خارق‌العاده به دست مي‌آيد. اين نيرو ممكن است از طريق عملكردهاي بسيار زاهدانه و تأملات صوفيانة مديد و يا به واسطه حالات ذهني خاص نظير خلسه يا تسخير ارواح حاصل ‌آيد. (جامعه‌شناسي دين، دكتر محمدجواد شمس(جزوات درسي) به نقل از Weber، Max، The Types Of Authority Theories of society P628، ed Talcott Persons New york، 1965.

  1. نك: ديباچه تفسيرالقرآن، ص592.

7.Encyclopedia of Religion, Vol1, p.154

  1. نك: ديباچه تفسير قرآن، ص592.

9.Encyclopedia of  Religion, Vol1, p.155

  1. نك: ديباچه تفسير قرآن، صص592-593.
  2. همان، ص593.
  3. نك: تاريخ تفكر اسلامي در هند، ص49.

13.Encyclopedia of  Religion, Vol1, p.154

  1. «لولا خوف سيف الدولة البرطانية لتقتلوني بالسيوف والاسنة ولكن الله منعهم بتوسط هذه الدوله المحسنة فنشكر الله و نشكر هذه الدولة التي جعلها الله سب نجاتنا من ايدي الظالمين. انها حفظت اعراضنا و نفوسنا و اموالنا من الناهبين و كيف لا نشكر و انا نعيش تحت هذه السلطنة بالامن و فراغ البال و نجينا من انواع النكال و صار نزولها لنا نزول العز و البركة و نلنا غاية رجاءنا من امن الدنيا و العافية . فوجبت اطاعتها و دعاء اقبالها و سلامتها بصدق النية . انها ما اسرتنا بايدي السطوة بل جعل قلوبنا اساري بايادي المنة و النعمة فوجب شكرها و شكر مبرتها و وجب طاعتها و طاعة حفدتها . اللهم اجز منا هذه الملكة المعظمة و احفظها بدولتها و عزتها ـ يا ارحم الراحمين، آمين؛ روحاني خزائن، ج14، حقيقت‌المهدي، صص 472- 471.
  2. روحاني خزائن، ج3، ازاله اوهام، ص561.
  3. Encyclopedia of Religion, Vol1, p.155
  4. www.islamahmadiyya.net(ملامح الجماعة الإسلامية الأحمدية/ شروط الانضمام إلى الجماعة الإسلامية الأحمدية التي وضعها مؤسسها) به نقل از: اعلان «تكميل‌التبليغ» في كانون الثاني، يناير 1889م، مجموعةالاعلانات، ج1، صص189-190.
  5. روحاني خزائن، ج5، مرآة كمالات الاسلام، صص426- 422 و نيز همان، ج22، الاستفتاء، ص641.

19.خليفه دوم احمدي  نيز در ديباچه تفسير‌القرآن به صراحت، شريعت اسلام را شريعت خاتم مي‌داند و معتقد است: قوانين روحي كامل بر پيامبر اكرم نازل شده و هيچ پيامبري پس از او نخواهد آمد كه شريعت جديدي بياورد و هيچ كتابي نخواهد آمد كه قرآن را منسوخ نمايد و حاكميت عالم روحي تا آخرالزمان با قرآن كريم و پيامبر اكرم خواهد بود. نك: ديباچه تفسيرالقرآن، ص589.

  1. محي‌الدين بن عربي و متابعان او در عرفان نظري همگي اين رده‌بندي را مرعي مي‌دارند. نك: شرح فصوص‌الحكم قيصري، فص عزيريه، صص837ـ834.
  2. 21. هزار و يك نكته، صص183ـ182.
  3. مثنوي معنوي، دفتر چهارم، ابيات 1855ـ1851.
  4. ديدگاه‌هاي غلام‌احمد را در باب مفهوم ختم نبوت مي‌توان در اين مآخذ جست: روحاني خزائن، ج20، التجليات الالهيه، صص412ـ411 و همان، ج22، الاستنفتاء، صص689ـ688 و همان، ج19، رساله مواهب‌الرحمن، ص287ـ285 و همان، ج23، چشمه معرفت، ص380.
  5. روحاني خزائن، ج14، حقيقت‌المهدي، ص 454.
  6. نك: همان، ص 455.
  7. نك: همان، ص457.
  8. القتل باسم‌الدين، ص131.
  9. نك: همان، صص131-141.
  10. نك: روحاني خزائن، ج19، رساله مواهب‌الرحمن، صص297-301.
  11. نك: همان.
  12. البته بخشي از اين نوع نگرش شاذ در ميان برخي از صاحبنظران مسلمان نيز بي‌سابقه نبوده و حتي برخي از بزرگان حكمت و معرفت شيعه نيز مواضعي مشابه را در اين باب اتخاذ نموده‌اند. به عنوان نمونه، مرحوم آيت‌الله شاه‌آبادي-استاد عرفان امام خميني(س)- در باب موت عيسي (ع) در رشحات‌المعارف مي‌نويسد: «… در قرآن دليل صريح بر موت او آمده است. … فرق ما با حضرات مسيحيان اين است كه ما مي‌گوييم عيسي را خدا قبض روح كرد ولي آنها مي‌گويند عيسي را يهوديان به دار آويختند و عقيده ما صريح آيات قرآن است. … و اين دليل نمي‌شود بر اين كه عيسي را خدا نميرانده باشد. مي‌فرمايد او را نكشتند و به دار نياويختند ولي براي آنان مشتبه شد. به دار نياويختن آنان و نكشتن يهوديان عيسي را دليل بر نمردن حضرت عيسي نمي‌شود.» رشحات‌المعارف، صص78-79. شيخ محمود شلتوت نيز در ميان اهل سنت، از قائلان اين نظر است. نك: فصلنامه علمي پژوهشي مدرس علوم انساني، شماره 5 (زمستان 1376)، تصليب مسيح، اعظم پويا زاده.
  13. نك: روحاني خزائن، ج14، حقيقت‌المهدي، صص458-457.
  14. نك: فصلنامه هفت آسمان، شماره 17، قاديانيه، ص171.
  15. Encyclopedia of Religion, Vol1, p.154
  16. نك: ديباچه تفسير القرآن، ص590.
  17. نك: روحاني خزائن، ج14، حقيقت‌المهدي، ص455.
  18. همان، ص456.
  19. همان، صص456ـ455.
  20. همان، صص 461ـ460.
  21. همان، صص463ـ461.
  22. همان، صص471-470 : «… إني انا المسيح المهدي من رب‌الارباب و ما جئت للمحاربات و ما امرني ربي للغراة … إني جئت علي قدم ابن مريم لادعوا الناس إلي مكارم‌الاخلاق و إلي رب اكرم و ارحم و لا أري حاجة إلي سلّ السيوف من اجفانها بل هي عار لملة احاطت البلاد بلمعانها، نعم حاجة إلي بري الاقلام لجولانها لننجي الناس من‌الضلالات و طوفانها.» و نيز نك: روحاني خزائن، ج18، اعجاز المسيح، صص7-9 و همان، ج22، الاستفتاء، ص641.
  23. جهت بررسي بيشتر اين موارد نك: فصلنامه هفت‌آسمان، شماره 17، قاديانيه، صص166-163.
  24. universalism، در حوزه مباحث مربوط به الهيات، نظريه و باوري است كه مدعي است شادماني، امنيت و رستگاري براي همه مردم جهان در آينده به ارمغان خواهد آمد. نك: ذيل اين واژه در

Webster’s Revised Unabridged Dictionary، © 1996، 1998 MICRA، Inc  و The American Heritage® Dictionary of the English Language، Fourth Edition,2006 by Houghton Mifflin Company.

  1. Encyclopedia of Religion, Vol1, p.154
  2. احمديه در روزگار وي (1965 – 1914) دوران پيشرفت و تثبيت را در زمينه‌هاي مختلف پشت سر گذاشت. در اين دوران نظام خلافت احمديه وضع شد و ترجمه انگليسي قرآن به پايان رسيد. اولين بعثه تبشيري اسلامي و طرح توسعه مسجدالاقصي و مدرسه عالي تعليمات اسلامي و مجموعه‌هاي مسكوني احمديه نيز از دستاوردهاي دوره خلافت وي بوده است. چند بيمارستان، مسجد و مجله نيز در اين دوران به بهره‌برداري رسيد.
  3. اولين مسجد احمدي در اسپانيا بعد از حدود 500 سال كه از شكست اسلام در اروپا مي‌گذشت به نام مسجد بشارات در زمان ميرزا طاهر احمد افتتاح شد و وي در حالي در سال 1983 وفات يافت كه مراكزي جهت تبليغ احمديه در استراليا و سريلانكا پايه‌گذاري كرده بود.

47.Encyclopedia of  Religion, Vol1, p.153

  1. نك: news/newside – 7371000/7371713.stm _ www.news.bbc.co.uk/hi/Arabic/word
  2. نك: فصلنامه هفت آسمان، شماره17، قاديانيه، ص170.

 

فهرست منابع:

  • احمد، عزيز ، تاريخ تفكر اسلامي در هند، ترجمه نقي لطفي و محمد جعفر ياحقي، تهران، علمي فرهنگي و كيهان، 1386 ه‍.ش.
  • احمد، مرزا طاهر ، القتل باسم‌الدين، نقله من‌الانجليزيه: محمد حلمي‌الشافعي، الطبعه‌الاولي ، الشركه‌الاسلاميه، اسلام‌آباد،1990م.
  • حسن‌زاده آملي، حسن، هزار و يك نكته، مركز نشر فرهنگي رجاء، تهران، 1372 هـ ش.
  • شاه آبادي، ميرزا محمد علي ، رشحات‌المعارف، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1386 ه‍.ش.
  • شايگان، داريوش، اديان و مكتب‌هاي فلسفي هند، انتشارات اميركبير، 1375 ه‍.ش.
  • شمس، محمدجواد، جامعه‌شناسي دين (جزوات درسي) .
  • فرمانيان، مهدي، قاديانيه، فصلنامه هفت آسمان، شماره 17، بهار 1382.
  • قادياني، غلام احمدبن‌غلام مرتضي ، روحاني خزائن، Nazarat Isha’at Rabwah Pakistan، بي‌تا.
  • قيصري، محمدداود، شرح فصوص‌الحكم، تصحيح سيدجلال‌الدين آشتياني، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، تهران، 1375هـ ش.
  • محمود احمد، ميرزا بشيرالدين ، ديباچه تفسيرالقرآن، الشركه‌الاسلاميه، اسلام آباد، 1992م.
  • مولوي، جلال‌الدين محمد، مثنوي معنوي(نسخه قونيه)، تصحيح قوام‌الدين خرمشاهي، دوستان، تهران، 1380هـ ش.

– Eliade, Mircea, The Encyclopedia Of  Religion , New York, Macmillan,1987.

براي مطالعه بيشتر

براي مطالعه بيشتر درباره مختصات سياسي، اجتماعي و اعتقادي اين فرقه مي‌توان از منابع زير بهره جست:

  • احمد، بشيرالدين محمود، احمديه يا اسلام حقيقي (Ahmadiyyat or the True Islam)، واشنگتن دي‌سي،1957.(در اين اثر مي‌توان با انديشه‌هاي بشيرالدين محمود احمد آشنا شد.)
  • بروش، استنلي، احمديه در پاكستان (Ahmadiyyat in Pakistan)، مجله جهان مسلمان، شماره45(آوريل1955)، صص171ـ145. (اين مقاله حاوي گفتگويي با ميرزا بشيرالدين و توصيفاتي از شهر جديد ربوه است.)
  • جمعي از علماي پاكستان، موقف الامه الاسلاميه من القاديانيه،‌ دار قتيبه، بيروت، 1991 م.
  • زاهدي، صباح الدين ، القاديانيه و خطرها علي الاسلام، موسسه الرساله، 1991م.
  • السامرايي، عبدالله سلوم ، القاديانيه و الاستعمار الانجليزي، وزاره الثقافه و الاعلام، بغداد، 1981م.
  • الطالقاني، سيد محمد حسن ، القاديانيه، الغدير، بيروت، 1420م.
  • ظهير، احسان الهي ، القاديانيه، دراسات و تحليل، اداره ترجمان السنه، لاهور، 1404م.
  • غلام‌احمد، فلسفه و تعاليم [اصول] اسلام (The Philosophy and the Teaching of Islam)، لندن،1979.
  • فيشر، هامفري. جي، احمديه؛ تحقيقي درباره اسلام معاصر در غرب آفريقا(Ahmadiyyah: A Study in Contemporary Islam on the West African Coast)، لندن،1963. (اين اثر به اقدامات انجام شده توسط احمديه در آفريقا مي‌پردازد.)
  • گزارش كميسيون تحقيقي كه مطابق قانون پنجاب در سال1954 به منظور تحقيق و بررسي آشوبهاي سال1953 تشكيل شد. لاهور،1954. (اين اثر بررسي رسمي ارزشمندي است كه به روند پيچيدة تبديل يك نزاع عقيدتي به يك درگيري سياسي مي‌پردازد.)
  • لاونت، اسپنسر، نهضت احمديه؛ تاريخ و چشم‌انداز(The Ahmadiyah Movement: A History and Perspective)دهلي نو،1974.(اين اثر حاوي مطالعات انتقادي جديد و يك تاريخچه ممتاز مربوط به اين فرقه است.)
  • مدخل احمديه در دايره‌المعارف جهان اسلام معاصر (انتشارات آكسفورد).
  • مدخل احمديه در دانشنامه ايران و اسلام (بنگاه ترجمه و نشر كتاب)
  • مدخل احمديه در دايره‌المعارف الاسلاميه (دارالمعرفه بيروت)
  • مدخل احمديه در دانشنامه آزاد ويكي پديا (نسخه انگليسي و عربي)
  • مودودي، ابوالعلي ، ما هي القاديانيه، دارالقلم، لاهور، 1388 هـ ق.
  • ميرزا غلام احمد، حقيقت اسلام، فردوسي، تهران 1328 هـ ش.
  • ميرزا طاهر احمد، القتل باسم الدين، ترجمه محمد حلمي شافعي، الشركه الاسلاميه، اسلام آباد، 1990 م.
  • ميرزا بشيرالدين محمود احمد، دعوه الامير (به زبان فارسي)، پاكستان، 1923م.
  • ميرزا بشيرالدين محمود احمد، ديباچه تفسير القرآن، الشركه الاسلاميه، اسلام آباد، 1992م.
  • ندوي، ابوالحسن علي ، القادياني و القاديانيه، دار ابن كثير، بيروت، 1421هـ ق.
  • والترز، اچ، اي، نهضت احمديه(The Ahmadiya Movement)، لندن،1918.(اين كتاب نخستين تاريخ و ارزيابي مبتني بر اطلاعات معاصر تشكيل اين فرقه است.)
  • مجله نقد و بررسي اديان (The Review of Religions) ، اين ماهنامه از سال1902 در قاديان شروع به انتشار نمود. اين مجله انگليسي زبان در ابتدا در هند، سپس پاكستان و اكنون در اروپا و آمريكا منتشر مي‌شود.
م. اعتمادی نیا
م. اعتمادی نیا

ثبت نظر